پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٧ - تشويق به دانشاندوزى
٢. نيز فرموده است: «العلم علمان: مطبوع و مسموع، و لا ينفع المسموع اذا لم يكن مطبوع، و من عرف الحكمة لم يصبر على الإزدياد منها، الجمال فى اللسان، و الكمال فى العقل»؛[١]
دانش دو گونه است: دانشى [كه در وجود انسان] سرشته شده و دانشى شنيده شده (اكتسابى) و اگر دانش سرشته شده (كه بدان وسيله دانش به كار گرفته مىشود) نباشد، دانش شنيدنى سودى نمىبخشد و هركس [ارزش و جايگاه] دانش و حكمت را بشناسد در افزون خواهى آن صبر نتواند. [بدانيد كه] زيبايى در زبان [گويا] است و كمال [يافتگى] در عقل است.
نيز از كتاب امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است كه حضرت فرمود: به يقين آدمىزاده شبيهترين چيزها به ترازو هست كه كفه آن به دانش (و در موردى فرمود: به عقل) رجحان و برترى مىيابد يا به دليل نادانى كاستى مىگيرد.[٢]
نيز فرموده است: به هنگام پيش آمدن شبهه، آهنگ عالمان كن كه راه [روشن] و دستاويز [محكم] در اختيار دارند. هركس در يافتن راههاى درست [رسيدن به] خواستهها به خطا رود چارهجويىها او را كارساز نباشد. انسان آزمند در بند خوارى [گرفتار] است و هركس ماندن [در دنيا] را دوست بدارد براى رويارويى با بلاها قلبى صبور و مقاوم فراهم آورد (خويش را آماده تحمل سختىها كند).[٣]
امام محمد جواد عليه السّلام از گسترش جهل و فراوانى نادانان و نيز گرفتار بودن عالمان با اين جماعت در رنج بود. از نظر امام عليه السّلام سؤالهاى جاهلانهاى كه نادانان مطرح مىكردند دليل رنجش خاطر عالمان از يك سو و ايجاد اختلاف ميان مردم از ديگر سو بود. وى در اين معنا روايتى از جدش امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرده است كه فرمود: «العلماء غرباء لكثرة الجهال بينهم»؛[٤]
به دليل فراوانى جاهلان، عالمان غريب و تنها هستند.
[١] . همانجا.
[٢] . همان/ ٢٧٥.
[٣] . همان/ ٢٧٨.
[٤] . همانجا.