پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٣ - فعاليتهاى اجتماعى
به آن را براى همگان روشن كرد. او به همين منظور روايتى از جدش امير المؤمنين عليه السّلام نقل كرد كه فرمود:
«ثلاث خصال يجتلب بهن المحبة: الإنصاف في المعاشرة، و المواساة في الشدة، و الإنطواع و الرجوع إلى قلب سليم؛[١]
با سه خصلت، محبت جلب مىشود: انصاف در معاشرت، همدردى در گرفتارى و تن دادن به آن و رجوع كردن به قلب [و انديشه] سليم.
آن بزرگوار درباره روابط ميان دوستان و معاشرت با برادران دينى فرموده است:
[مبادا] گمان [بد، انديشه] تو را بر دوستى كه با يقين [به درست بودنش] برگزيدهاى، فاسد كند. هركس برادر [دينى] خود را در نهان پند دهد، به يقين او را گرامى داشته [و بها بخشيده است] و هركس در انظار و جمع مردم او را پند دهد، بىترديد او را خدشهدار كرده است. به راه آوردن خوبان با نيكى و اشرار با تنبيه و تأديب [ميسر] است و مرگ [خود] نگاهبان [و حفاظتكنندهاى] بسنده است. عقل و نادانى بر انسان تا هجده سالگى در ستيز و كشاكش هستند و چون انسان به اين سن برسد، هر كدام كه در او بيشتر باشد، همان بر او چيره خواهد شد.
هرگاه خداى- عزّ و جلّ- نعمتى بر بندهاى ارزانى دارد و بنده آن نعمت را از خدا بداند، پيش از آنكه سپاس آن را گويد، به يقين خداى- جل و علا- شكرى در نامه اعمال او ثبت مىكند و هرگاه بندهاى گناهى مرتكب شود و بداند كه خدا بر اعمال او مطلع و آگاه است و اگر بخواهد كيفر مىكند و اگر بخواهد مىآمرزد، پيش از آنكه از خدا طلب آمرزش كند، به يقين خدا او را مىآمرزد.[٢]
[١] . همان/ ٢٧٩.
[٢] . همان/ ٢٨٠.