پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٠ - مبارزه با پديده غلو
اين وقت، فرصت حمام رفتن نخواهى داشت.
پرسيدم: چرا؟
گفت: ابن الرضا (امام جواد) عليه السّلام به حمام مىآيد.
پرسيدم: ابن الرضا كيست؟
گفت: مردى است صالح و پرهيزگار از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله.
پرسيدم: مگر با بودن او در حمام كسى نمىتواند به حمام برود؟
گفت: هنگامى كه مىآيد حمام را براى او قرق مىكنيم.
در حال گفتوگو با صاحب حمام بودم كه ابو جعفر عليه السّلام با غلامان خود در رسيد و در دست يكى از غلامان حصيرى بود. غلام [جلوتر از امام] وارد سربينه (رختكن) شد و حصير را گستراند و امام به درب حمام رسيد و سلام داد و در حالى كه همچنان بر درازگوش خود سوار بود، وارد حمام شد و بر حصير نشست. به صاحب حمام گفتم: همين شخص را مردى صالح و پرهيزگار مىخواندى؟!
گفت: اى مرد، به خدا سوگند تا به حال چنين رفتارى از او ديده نشده بود و اين نخستينبارى است كه او را چنين ديدم.
با خود گفتم: به خدا سوگند او را آزار دادهام و ديگر آنچه را دنبال مىكردم، هرگز پى نخواهم گرفت و بر اين پيمان عزم خود را جزم كردم. همان روز به هنگام ظهر ابو جعفر عليه السّلام سوار بر درازگوشى به مسجد آمد و در جايى كه همهروزه پياده مىشد، از مركبش به زير آمد، وارد مسجد شد و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سلام داد، سپس به محلى كه نماز مىگزارد رفت و پاپوش از پاى درآورد و نماز گزارد».[١]
[١] . بحار الانوار ٥٠/ ٥٩- ٦١.