پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٨ - مبارزه با پديده غلو
انتقامگيرى خلق بدانيم، تشبيه حاصل مىشود و در اينحال او را در معرض زيادت قرار دادهايم و هرجا كه احتمال زيادى برود، احتمال نقصان و كاستى نيز دارد كه [در نتيجه] هر چيزى كه ناقص باشد، «قديم» (ازلى) نخواهد بود و هرچه قديم نباشد عاجز و ناتوان است. لذا خداى- تبارك و تعالى- شبيه، ضد، شريك، كيف و نهايت و پايان ندارد، به چشم نيايد و تصور او با دل نشايد و انديشهها معيّن كردن حد و حدودى براى او نتوانند و بر دلها ممنوع است كه او را پديده انگارند و خداى بزرگ از آنچه خلقش پنداشته و مىخوانند برتر و والاتر است».[١]
مبارزه با پديده غلو
پديده غلو و گزافهگويى درباره اهل بيت عليهم السّلام يكى از انحرافهاى خطرآفرينى بود كه گريبانگير افرادى شد. امامان معصوم عليه السّلام براى از ميان برداشتن اين پديده انحرافى، با كسانى كه درباره اين خاندان راه غلوّ و گزافهگويى در پيش گرفته بودند برخورد و با بيان حقيقت، آنان را محكوم و پندارشان را رد كردند و پيروان خويش را به دورى جستن از غلات فرمان دادند. امام جواد عليه السّلام همانند پدران پاك خود با اين فكر و پديده برخوردى جدى داشت و هماره مترصد بود تا مبادا بذر غلو در جامعه اسلامى بردهد و راه انحراف را پيش روى سادهانديشان بگشايد. گواه اين ادعا مطالبى است كه تاريخنگاران نقل كردهاند، از آن جمله از «حسين بن محمد اشعرى» روايت شده است كه گفت: «يكى از مشايخ اصحاب ما به نام «عبد الله بن رزين» براى
[١] . همان/ ٣٥٤- ٣٥٦.