پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٣ - ١ امام جواد عليه السلام در مصاف پديده تشكيك در امامت
د) از «على بن اسباط» روايت شده است كه گفت: « [در جايى بودم كه] ابو جعفر عليه السّلام بر من وارد شد. سر تا پاى او را از نظر گذراندم، تا هنگام بازگشت به مصر، اوصاف ظاهرى او را براى دوستان خود بازگويم. در همين حال بودم كه نشست و فرمود: «يا علي، ان الله احتج في الامامة بمثل ما احتج في النبوة»، فقال:
«... وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا،[١] وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً ...[٢] و ... بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ....[٣] فقد يجوز أن يؤتي الحكمة و هو صبي و يجوز أن يؤتاها و هو ابن أربعين سنة»؛
اى على، خداى- عزّ و جلّ- همانطور كه در امر رسالت و پيامبرى حجت تمام كرد، در امر امامت نيز چنين كرده است. حضرت حق تعالى در اينباره مىفرمايد: «و از كودكى به او نبوت داديم»، «و چون به رشد و كمال رسيد، به او حكمت و دانش عطا كرديم» و «و به چهل سال برسد».
بنابراين ممكن است امام در خردسالى موهبت حكمت را به دست آورد و هم در بزرگسالى و چهل سالگى.[٤]
پرواضح است كه احراز منصب امامت در خردسالى و نيز چالشهاى علمى آن حضرت با يحيى بن اكثم، قاضى القضات دستگاه عباسيان و ديگر فقيهان نامى كه هريك عمرى دراز سپرى كرده بودند، معجزه الهى به شمار مىرود و نيز عمق پيوند و نزديكى آن حضرت با خداى- عزّ و جلّ- و مددهاى غيبى را كه حضرتش از سوى خداوند برخوردار بود نشان مىدهد. در بخشهاى بعدى به دانش و معارفى كه از مبدأ وحى دريافته بود، بيان خواهد شد.
[١] . مريم/ ١٢.
[٢] . قصص/ ١٤.
[٣] . احقاف/ ١٥.
[٤] . كافى ١/ ٣١٤.