پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢١ - ١ امام جواد عليه السلام در مصاف پديده تشكيك در امامت
ديگر حاضران نيز او را توبيخ كردند. چون موسم حج فرا رسيد، فقيهان و عالمان بغداد و ديگر شهرها كه به هشتاد تن مىرسيدند آهنگ حج كردند و [ابتدا] عازم مدينه شدند تا ابو جعفر عليه السّلام را از نزديك ببينند؛ پس از ورود به مدينه به سوى خانه امام صادق عليه السّلام رفتند. خانه آن حضرت از افراد خالى بود و آنان وارد آن شده بر زيراندازى نشستند. در اين هنگام عبد الله بن موسى وارد شد و در صدر مجلس نشست. جارچى برخاست و گفت: اين، پسر رسول خداست، هركسى سؤالى دارد از او بپرسد.
پرسشهايى از او كردند، اما پاسخها درست نبود. شيعيان از اين ماجرا اندوهگين شدند و فقيهان برخاسته، آهنگ رفتن داشتند و با خويش در اين گفتوگو بودند كه: اگر ابو جعفر عليه السّلام در سنى قرار داشت كه بتواند پرسشها را پاسخ دهد، چنين پاسخهاى نادرستى از عبد الله نمىشنيديم.
در اين هنگام درى از قسمت صدر مجلس باز و «موفق» وارد شد و حاضران را از آمدن ابو جعفر عليه السّلام آگاه كرد. حاضران همگى برخاسته، از آن حضرت استقبال كرده، بر او سلام دادند و آن حضرت وارد مجلس شد و در جمع آنان نشست. او دو پيراهن بر تن و عمامهاى بر سر، دو طره گيسو بر بناگوش فروهشته و پاپوش برپا داشت. حاضران در مجلس در جاى خود قرار گرفتند. كسى كه پيشتر مسأله خود را با عبد الله بن موسى در ميان گذارده بود، مجددا آن را بازگفت و ابو جعفر عليه السّلام پاسخ آن را به درستى داد. جمع حاضر شادمان شده، او را دعا كرده، ستايشهاى خود را نثار حضرتش كردند. آنگاه به ابو جعفر گفتند: عموى تو فتواهايى چنين و چنان داد.
ابو جعفر خطاب به او فرمود: «لا اله الا الله». اى عمو، سخت وضعيتى است كه فردا [ى قيامت] در پيشگاه خدا قرار گيرى و او به تو بگويد: در حالى كه