پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٦٦ - طبيعت روابط امام جواد عليه السلام و مأمون
الرضا عليه السّلام سؤالى كن كه نتواند پاسخ گويد.
يحيى به ابو جعفر عليه السّلام گفت: مردى با زنى زنا كرده است. آيا مىتواند او را به همسرى گيرد؟
امام عليه السّلام فرمود: او را از نطفه خود و نطفه ديگرى استبرا مىكند، زيرا چنين زنى مورد اطمينان نيست و ممكن است همانگونه كه با اين مرد همبستر شده، با ديگرى نيز آميزش كرده باشد. پس از استبراء [و حصول اطمينان از عدم باردارىاش] اگر بخواهد مىتواند با وى ازدواج كند. اين مسأله به درختى مىماند كه انسان ميوه آن را به حرام (بدون رضايت مالكش) بخورد، سپس آن درخت را بخرد و ميوه حلال از آن بخورد.
يحيى از اين پاسخ در خود فرو رفت و درماند».[١]
عليرغم اينكه چنين مواردى مأمون را ناكام مىكرد، اما او زيركانه و با كارآزمودگى سياسىاش، به هنگام پاسخ دادن امام جواد عليه السّلام اظهار شادمانى مىنمود و چنان رفتارى در پيش مىگرفت كه وانمود مىكرد، اقدام يحيى بن اكثم عملى فردى بوده است.
سادهلوحان و كوتهفكران را مىتوان در چنين دامهايى گرفتار كرد و فريفت، اما پيروان و دوستداران حقيقى امام عليه السّلام كه از چشمه جوشان معرفتش جرعهها نوشيدهاند و جايگاه والاى حضرتش را به خوبى مىشناسند، هرگز گرفتار چنين دامهايى نمىشوند. بنا بر آنچه كلينى نقل كرده است، برخى محافل سياسى آنروز كه با مسائل آشنا بودند فريب مأمون را نخوردند و اينكه مأمون دخترش را به همسرى امام جواد عليه السّلام درآورده بود، از نظر آنان هدفى
[١] . تحف العقول/ ٤٥٤.