پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٨ - سرگرمى و خوشگذرانى
١. حاكم سركش و بخيل، منصور دوانيقى ششصد ميليون درهم و چهارده ميليون دينار از خود برجاى گذارد كه تمام آن را از بيت المال مسلمانان به غارت برده بود.[١]
در حالى كه پديده شوم فقر و گرسنگى بر سراسر گستره اسلامى سايه افكنده بود، او چنين ثروتى را در خزانه خود نگاه مىداشت.
٢. آنچه از هارون الرشيد بر جاى ماند به نهصد ميليون درهم مىرسيد.[٢]
٣- هنگامى كه «خيزران» مادر هارون مرد، درآمدى معادل يك ميليون و شصت هزار درهم داشت.[٣]
٤. يكى از وزيران مأمون «عمرو بن سعده» نام داشت. از وى حدود هشت ميليون دينار بر جاى ماند. كسانى طى نامهاى مأمون را از وجود چنين ثروتى باخبر كردند و او در همان نامه نوشت: «براى كسى كه با ما پيوند داشته و روزگارى دراز به ما خدمت كرده، اين مبلغ، ناچيز است. خداوند اين ثروت را براى فرزندانش خجسته و مبارك گرداند».[٤]
سرگرمى و خوشگذرانى
غفلت از ياد خداوند و روز واپسين و به عيش و نوش و لودگى پرداختن از ويژگىهاى زندگى غالب خليفگان عباسى بود. آنان روزگار خود را به جاى رسيدگى به امور جامعه اسلامى و سامان دادن مسلمانان، با كارهاى بيهوده كه نماد سقوط و انحطاط بود سپرى مىكردند. «احمد بن صدقه» مىگويد: «در روز «سعانين» (عيد نصرانيان) به حضور مأمون رسيدم. بيست كنيز رومى در
[١] . امراء الشعر العربي/ ٤٥.
[٢] . همانجا.
[٣] . الإسلام و الحضارة العربيه ٢/ ٢٣٠.
[٤] . همان/ ٢٣١.