پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٣ - عطاى عباسيان
فرماندهان سپاه تقسيم شد.[١]
در ساعت زفاف، پوران را بر حصيرى زربرفت نشاندند. مأمون به همراه عمههاى خود و زنانى از عباسيان وارد حجله شد. حسن بن سهل و همسرش سيصد مرواريد (كه وزن هر دانه آن يك مثقال بود) بر سر آنان افشاندند، اما كسى براى برداشتن آنها دست دراز نكرد. مأمون از عمههاى خود خواست تا آن مرواريدها را برچينند و خود يكى از آنها را برداشت و زنان عباسى به تبعيت از مأمون، ديگر مرواريدها را برداشتند.
آنچه در اين عروسى هزينه شد موجودى بيت المال مسلمانان بود كه مىبايست به فقرزدايى از جامعه اسلامى اختصاصى مىيافت، اما دست تطاول مأمون و حسن بن سهل به سوى آنها دراز شد و آنسان كه گذشت هزينه عروسى و عيش يك شبه مأمون شد.
عطاى عباسيان
شاهان بنى عباس بيت المال مسلمانان را سخاوتمندانه به آوازهخوانان، خادمان و مزدوران خود مىبخشيدند. «ابراهيم بن مهدى عباسى» براى محمد امين يك پرده آواز خواند و امين سىصد ميليون درهم به او داد. ابراهيم آن مبلغ را سنگين خواند و به امين گفت: «سرورم، خوب بود بيست ميليون درهم مىدادى!
امين گفت: اين مبلغ [چندان زياد نيست] خراج يك منطقه است».[٢]
روزى «ابن محرز» در حضور هارون الرشيد آوازى خواند با اين مطلع: «و
[١] . الأنطاكى، تزئين الأسواق ٣/ ١١٧.
[٢] . الاسلام و الحضارة العربية ٢/ ٢٣١.