پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٧ - مسأله خلق قرآن
نكرد. آنچه در دوره هارون بر علويان رفت از سختىها و تنگناهايى كه در روزگار منصور با آن روبهرو بودند كمتر نبود.
چون مأمون به خلافت رسيد، زير نظر داشتن علويان را متوقف كرد، حقوقشان را از بيت المال پرداخت و آنان را در مورد توجه خويش قرار داد، اما اين روند چندان دوامى نيافت و پس از به شهادت رساندن امام رضا عليه السّلام راه اسلاف خود در پيش گرفت و علويان را تحت تعقيب و سختترين شكنجهها قرار داد.
جان كلام اينكه سختترين و بزرگترين بحران سياسى كه پيش روى مسلمانان قرار گرفت و آنان سخت مورد امتحان قرار گرفتند، مسأله شكنجه و كشته شدن خاندان رسالت به دست عباسيان بود؛ همانهايى كه در سنگدلى و شرارت روى بنى اميه را سفيد كرده بودند. علويان در اين دوره افزون بر مصيبتهايى كه بر آنان مىرفت درد گرسنگى و بينوايى را نيز بايد تحمل مىكردند. تمام اين مشكلات دل سرور و امام علويان، حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام را داغدار و اندوهگين مىكرد.[١]
مسأله خلق قرآن
موضوع «خلق قرآن» را مىتوان پيچيدهترين مشكل سياسى آن دوره دانست كه جامعه اسلامى را گرفتار فتنه و آشوب كرده بود. در سال ٢١٢ ق.
مأمون با مطرح كردن اين مسأله، عالمان را مورد آزمون قرار مىداد و سخت در تنگنا مىگذارد و هركس برخلاف نظر مأمون سخنى مىگفت او را به زندان
[١] . الحدائق الوردية ٢/ ٢٢٠.