پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - فضاى باز نسبى در روزگار هارون
حاكميت را مصلحت نمىديد. از همينرو درد و رنج را بر خود هموار كرده، دم برنمىآورد، چرا كه مسلمانان بهطور عموم و پيروان اهلبيت عليهم السّلام بهويژه، در شرايطى سخت روزگار سپرى مىكردند.
فضاى باز نسبى در روزگار هارون
امام كاظم عليه السّلام در سال ١٨٣ ق.[١] به زهر كين هارون و به فرمان او به شهادت رسيد. هارون الرشيد كه از انتشار خبر به شهادت رساندن امام كاظم در ميان مردم بيمناك بود، طرحى تدارك ديد تا دامان خود را از اين جنايت پاك كند و خود را بىخبر از اين امر نشان دهد. از همينرو سرداران، دبيران، قاضيان و بنىهاشم را گرد آورده، چهره امام عليه السّلام را باز كرده، به آنان گفت: «آيا نشانهاى از قتل در او مىبينيد؟ آنان پاسخ دادند: نه».[٢]
از ديگرسو، سندى بن شاهك با اقدامى سالوسانه، پرده آخر اين نمايش را اجرا كرد. او فقيهان و بزرگان بغداد را به زندان برد تا خود از نزديك پيكر امام كاظم عليه السّلام را وارسى كرده، ببينند كه اثرى از جرح و خفگى بر كالبد امام عليه السّلام وجود ندارد. آنگاه از آنان خواست تا گواهى دهند كه او (امام كاظم «ع») به مرگ طبيعى مرده است و آنان گواهى دادند، سپس به دستور سندى، پيكر پاك امام كاظم عليه السّلام را بر پل بغداد گذاشته، ندا در داده شد: «اين [پيكر] موسى بن جعفر است. در او بنگريد كه [به مرگ طبيعى] مرده است».[٣]
احتمال انفجار و شورش مردمى عليه حكومت هارون، او را دستخوش نگرانى و بيم كرده بود. از اينرو براى جلوگيرى از چنين رخدادى و نيز
[١] . مروج الذهب ٣/ ٣٥٥.
[٢] . تاريخ يعقوبى ٢/ ٤١٤.
[٣] . الارشاد ٢/ ٢٤٢؛ اعلام الورى ٢/ ٣٤( به نقل از: الارشاد ٢/ ٢٤٢) و كشف الغمه ٣/ ٢٤.