پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٥ - ٤ مهرورزى مسلمانان نسبت به اهلبيت عليهم السلام
بهرهاى در آن نداشتند به يكديگر وامىگذاردند و از سپردن آن به صاحبان حقيقى خلافت كه به فرمان خداوند و تعيين رسول خدا برگزيده شده بودند، سرباز مىزدند. حاكمان عباسى، همه چيز را تحت سلطه خود مىخواستند و از همينرو منصب «قضاوت» و قاضيان را تسليم خويش كرده، دين را به عنوان پوششى براى فريب مردم به كار گرفتند و با همين ابزار، ميان مردم چنين ترويج كردند كه: اينان (عباسيان) حاكمان برگزيده از سوى خداوند هستند و مردم مجاز نيستند اين خاندان را مورد انتقاد و حسابرسى قرار دهند.
٤. مهرورزى مسلمانان نسبت به اهلبيت عليهم السّلام
امام رضا عليه السّلام در روزگارى زندگى مىكرد كه آكنده از روح دوستى و الفت و مودت نسبت به اهلبيت عليهم السّلام بود و اين فضا ثمره تلاش بىامان امامان پيش از حضرت رضا عليه السّلام به شمار مىرفت.[١]
آنچنان اين روح بر جامعه روزگار آن حضرت حاكم بود كه هارون الرشيد دشمن، لب به اعتراض گشوده، به امام كاظم عليه السّلام گفت: تو كسى هستى كه مردم در نهان با تو بيعت مىكنند.[٢]
عليرغم چنين اعترافى كه هارون در مورد جايگاه مردمى امام كاظم عليه السّلام بر زبان مىآورد، امام رضا عليه السّلام خود شاهد روشهاى مكارانه هارون و فراخوان مكرر امام كاظم عليه السّلام توسط هارون و در بند كشيده شدن و سرانجام كشته شدن پدرش به دست او بود.
[١] . محمد امين غالب الطويل، تاريخ العلويين/ ٢٠٠.
[٢] . الصواعق المحرقة/ ٣٠٩.