پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٤٣ - مبحث سوم ميراث امام رضا عليه السلام
پيش از اين خوانديم كه عالمان فرقهها و مذاهب اسلامى، براى چالش علمى با امام رضا عليه السّلام و مطرح كردن مسائلى پيچيده، دعوت مأمون را پذيرفتند تا خواستههاى او را برآورده كنند و آنچه از نظر آنان پيچيدگى داشت از حضرت پرسيدند. بنا به نقل مورخان، بيش از بيست هزار مسأله در عرصههاى گوناگون دانش مطرح شد و امام عليه السّلام به تمام آنها پاسخ قاطع داد و بدين ترتيب در برابر جبروت مأمون و عباسيان بهطور خاص و كسانى كه فضل و برترى اهلبيت عليهم السّلام را نمىشناختند و درباره آنان پندارهاى نادرستى داشتند بهطور عام مردانه و عالمانه قد برافراشت و هرگز از حضور در هيچيك از مناظرهها سرباز نزد.
جداى از اين مناظرهها و احتجاجها مجموعه نصهايى كه مورد توجه ترجمهنگاران بوده، از امام رضا عليه السّلام نقل شده است كه به «رضويات» شناخته مىشود، مانند: «طب الامام الرضا عليه السّلام»، «مسند الامام الرضا عليه السّلام»[١]، «صحيفة الامام الرضا عليه السّلام» (يا صحيفه اهلبيت) و رساله «جوامع الشريعه» و كتابى با موضوع فقه كه به «فقه الرضا عليه السّلام»[٢] معروف است به آن حضرت نسبت داده شده، از آن جمله است.
از امام رضا عليه السّلام حديث «سلسلة الذهب» روايت شده كه آن حضرت، آن را از پدران پاك خود روايت كرده و آنان، از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند و او از جبرئيل و جبرئيل از خداى صاحب عزّت نقل كرده است كه فرمود: «لا اله الّا اللّه حصنى فمن قالها دخل حصنى و من دخل حصنى أمن من عذابى»؛
[١] . اين كتاب، دربردارنده ٢٤٠ حديث است كه« عبد اللّه بن احمد بن عامر طائى» آن را روايت كرده است.
[٢] . در مورد صحت انتساب اين كتاب به امام رضا عليه السّلام، سه نظريه ارائه شده است. ر. ك: عبد الهادى فضلى، تاريخ التشريع الاسلامى/ ١٧٥.