پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣١٩ - ٨ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با يحيى بن ضحاك سمرقندى
امام عليه السّلام مناظره كنند.
امام عليه السّلام به آنان فرمود: «يكى از ميان خود برگزينيد كه چون به دلايل من تن دهد و قانع شود، شما نيز از او پيروى كنيد.
آنان پذيرفتند و «يحيى بن ضحاك سمرقندى» را كه در خراسان همتايى نداشت، براى مناظره با امام عليه السّلام برگزيدند. امام عليه السّلام به او فرمود: اى يحيى، هر چه مىخواهى بپرس.
يحيى گفت: درباره امامت گفتوگو كنيم. چگونه امامت را از آن كسى مىدانى كه به امامت برگزيده نشده، اما آن را كه محل اتفاق بود و به امامت رسيد امام نمىدانى؟
امام عليه السّلام فرمود: اى يحيى، اگر كسى گفته دروغگويى را نسبت به خود تصديق كند يا سخن راستگويى را نسبت به خود دروغ بخواند [در اين صورت] راه درست پيموده و به حق رفتار كرده يا اينكه باطلكار بوده و راه خطا در پيش گرفته است؟
يحيى خموش شد.
مأمون به يحيى گفت: پاسخ او را بده.
يحيى گفت: [بهجاست كه] امير المؤمنين مرا از اين كار معاف دارد.
مأمون به امام رضا عليه السّلام گفت: اى ابو الحسن، انگيزه خود را از طرح اين سؤال براى ما بازگو.
امام عليه السّلام فرمود: يحيى ناگزير است روشن كند كه آيا امامان او به دروغ عليه خود سخن گفتهاند يا راست گفتهاند؟ اگر بگويد: آنان دروغ گفتهاند، بنابراين فرد دروغگو امين نخواهد بود و اگر بگويد: راست گفتهاند [پس بدانيد كه] نخستين آنان (ابو بكر) گفت: « [در حالى] به سرپرستى شما منصوب شدم كه از