پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٩ - ٣ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با على بن جهم
«تابوت» بفرستد و اينبار اوريا- كه خدايش رحمت كند- كشته شد و داوود بيوه او را به همسرى گرفت».
امام عليه السّلام [پس از شنيدن اين سخنان] با دست بر پيشانى خود زد و خواند: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. پيامبرى از پيامبران خداوند را نسبت به نماز چنان بىاعتنا خواندهايد كه براى گرفتن پرندهاى نماز مىشكند، سپس او را به زشتكارى و كشتن [بىگناه براى رسيدن كام دل] متهم مىكنيد!
ابن جهم گفت: اى پسر رسول خدا، پس خطا و لغزش او چه بود.
امام عليه السّلام فرمود: واى بر تو [اى پسر جهم،] داوود مىپنداشت كه خداوند- عز و جل- در دانش، كسى را همانند او نيافريده است. از اينرو خداى- جل و علا- دو فرشته فرستاد و آنان از نمازخانه او بالا رفتند [حضرت حق اين ماجرا را در قرآن چنين بيان كرده، فرموده است]: «خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ* إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ؛[١] [ما] دو مدعى [هستيم] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده، پس ميان ما به حق داورى كن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش. اين [شخص] برادر من است. او را نود و نه ميش و مرا يك ميش است و [او] مىگويد: آن را به من بسپار و در سخنورى بر من غالب آمده است».
داوود بدون اينكه از مدعى بينه و گواه بخواهد، به نفع او داورى كرد و گفت: او از اينكه ميش تو را خواسته، در حق تو ستم روا داشته است. [اين در حالى است كه] گفته مدعى بدون داشتن گواه و بينه مقبول نيست. بنابراين، خطا و لغزش داوود در اين زمينه [و عدم توجه به قاعده قضاوت] بود، نه آنچه
[١] . سوره ص/ ٢٢ و ٢٣.