پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٦ - ٣ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با على بن جهم
[٣] گفتوگوى امام رضا عليه السّلام با على بن جهم
«على بن ابراهيم بن هاشم» از «قاسم بن محمد برمكى» و او از «ابو الصلت هروى» نقل كرده است كه گفت: «مأمون، اصحاب مكاتب و آراء از پيروان فرقههاى اسلامى، آيين مسيحيت، يهوديت، مجوس، صابئه و ... را براى مباحثه و گفتوگو با امام رضا عليه السّلام گرد آورد. هريك از آنان كه به ميدان مباحثه با امام عليه السّلام گام مىنهاد، با برهان و دليل رسا و قاطع امام عليه السّلام چنان از گفتن باز مىماند و دم فرومىبست كه گويى سنگى در دهان او گذاردهاند.
يكى از كسانى كه با حضرت به مباحثه پرداخت، «على بن جهم» بود. او به امام عليه السّلام گفت: تو به عصمت پيامبران اعتقاد دارى؟
امام عليه السّلام فرمود: آرى.
على گفت: خداوند- عزّ و جلّ- فرموده است: «وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى؛[١] و [اينگونه] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت»، «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ؛[٢] و ذو النون را [ياد كن] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم» و در داستان يوسف فرمود: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها؛[٣] و در حقيقت [آن زن] آهنگ وى كرد و [يوسف نيز]» و درباره داوود فرمود: «وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ؛[٤] و داوود دانست كه ما او را آزمايش كردهايم» و درباره فرستاده خود، حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله فرموده است: «وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ؛[٥] و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن
[١] . طه/ ١٢١.
[٢] . انبياء/ ٨٧.
[٣] . يوسف/ ٢٤.
[٤] . سوره ص/ ٢٤.
[٥] . احزاب/ ٣٧.