پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٦ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
چشم خود مىنگرى، مىبينى؟
عمران گفت: آرى.
امام عليه السّلام فرمود: آن [نور بيشتر] را به ما نشان بده.
عمران پاسخى براى گفتن نداشت.
امام عليه السّلام فرمود: من نور را فقط چيزى مىبينم كه تو و آينه را به وجود خودتان راهنمايى كرده است، بدون اينكه يكى از شما در ديگرى باشد. براى اين امر مثالهاى ديگرى نيز وجود دارد كه نادان نمىتواند در [باره] آن سخن بگويد و مثلها و نمونههاى بالاتر، از آن خداست.
آنگاه امام رضا عليه السّلام رو به مأمون كرده و فرمود: هنگام نماز فرارسيده است.
عمران گفت: سرور من، مانع پرسشهايم مشو كه قلبم نرم شده است.
امام عليه السّلام فرمود: نماز مىگزاريم و بازمىگرديم. سپس امام و مأمون برخاستند، امام عليه السّلام در درون نماز گزارد و مردم بيرون به امامت «جعفر بن محمد» نماز گزاردند. پس از پايان نماز، امام رضا عليه السّلام به مجلس خويش بازگشت و عمران را فراخواند و فرمود: اى عمران؛ بپرس.
عمران گفت: سرورم، خداوند به «حقيقت» به يگانگى خوانده مىشود يا به «وصف»؟ مرا از اين امر آگاه كن.
امام عليه السّلام فرمود: خداوند، آفريدگار يگانه و موجود اول است كه پيوسته واحد و يگانه بود و چيزى با او نبوده و تنهايى بوده كه دومى ندارد. [حقيقت او] نه معلوم است و نه مجهول و ناشناخته، نه محكم است و نه متشابه و نه مذكور است و نه فراموش شده. چيزى نيست كه اسم غير او بر او درست بيايد و واقع شود. نه از وقتى (آغازى) وجود داشته و نه تا وقتى (پايانى) وجود خواهد