پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٧ - مبحث دوم احتجاجات امام رضا عليه السلام
مبحث دوم: احتجاجات امام رضا عليه السّلام
گشوده شدن مرزهاى فرهنگى اسلام بر ديگر امتها و فرهنگها- صرف نظر از عوامل و علل آن[١]- چنين اقتضا مىكرد كه رهبرى انقلابى و الهى بنا به مسئوليتى كه برعهده داشت مىبايست از سقوط و فروپاشى مكتب و امت اسلامى جلوگيرى، آنگاه امت و جامعه را با اندوخته علمى و فرهنگى خود مجهز كند تا در نهايت، در برابر نفوذ فرهنگى حساب شده يا غيرعمدى، مقاومت و پايدارى كنند.
همانگونه كه پيش از اين بيان شد، موضوع احتجاج و مباحثه از وجوه تمايز روزگار امام رضا عليه السّلام بود و امت اسلامى در محاصره خطرهاى فكرى و فرهنگ درآمده بود. مأمون بىپروا تمايل افسار گسيخته خود را در مورد تشكيل مجالس گفتوگوهاى علمى امام عليه السّلام با پيروان ديگر اديان و مكاتب و گرايشهاى فعال در جامعه اسلامى آن روز ابراز و آشكار مىكرد. تمايل مأمون تحقق يافت و گفتوگو و مباحثه آزاد در تمام زمينه برگزار شد. امام
[١] . چند وجه براى اين وضعيت متصور است:
الف) كوچ افراد تازه مسلمان از ديگر ملتها به سرزمين اسلامى يا به دليل همزيستى كه با مسلمانان داشتند؛
ب) عليرغم فتوحات اسلامى، پيروان ديگر اديان و فرهنگها سعى در نفوذ فرهنگى در فرهنگ و تمدن اسلامى داشتند؛
ج) خلفا در تشويق فرهيختگان به ترجمه تراث ديگران با انگيزه توسعه علمى و آشنايى با ديگر فرهنگها نقش چشمگيرى داشتند؛
د) خلفا بر آن بودند تا طالبان دانش را از سيراب شدن از چشمه زلال معارف اهلبيت عليهم السّلام باز داشته، با فرهنگ و دانش ديگران سرگرم كنند، زيرا در صورت گرايش جويندگان معرفت به مدرسه اهلبيت عليهم السّلام بىترديد به مرجعيت علمى و در نتيجه، مرجعيت سياسى آنان- هرچند در دراز مدت- مىانجاميد كه به هيچوجه به كام خلفا شيرين و گوارا نمىآمد.