پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٤ - بخشهائى از فرمان ولايتعهدى
امام رضا عليه السّلام مىدانست كه منصب ولايتعهدى او به سامان نخواهد رسيد و چون شادمانى يكى از دوستان خود را در اين مورد ديد، نجواكنان به او فرمود: دل مشغول آنچه ديدى مباش و آن را خجسته و نيكفرجام مدان كه اين كار به انجام نخواهد رسيد.[١]
و همانگونه كه امام عليه السّلام فرمود، خود پيش از مأمون بدرود زندگى گفت.
بخشهائى از فرمان ولايتعهدى
مأمون خود فرمان ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را نگاشت و دليل خود را از انتخاب امام عليه السّلام براى اين منصب چنين برشمرد: «... على بن موسى (الرضا) بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن ابى طالب [عليه السّلام] را [به ولايتعهدى] برگزيد [م] كه او را داراى فضل درخشان و عيان، دانش فراگير، پارسايى آشكار و زهد خالصانه و سودبخش ديد [م]. دنيا را رها كرده و از مردم دورى جسته بود. آنچه درباره او [و فضايل و بزرگوارى او] گفته شده و مردمان همصدا و متفق، آن را در او مىيافتند، آشكار گشته است و از آنجا كه از خردسالى، نوجوانى ميانسالى و كهنسالى با فضايل او آشنا هستيم، فرمان ولايتعهدى و خلافت پس از خود را به نام او صادر كرديم ... [آنگاه در ادامه چنين آورده است:] و امير المؤمنين، فرزند، خاندان، نزديكان، سرداران و فرماندهان و خادمان خود را [به بيعت با او] فراخواند و همگان، فرمانبردار، شادمان و شتابان با او بيعت كردند».[٢]
[١] . الارشاد ٢/ ٢٦٣( به نقل از: مدائنى تاريخنگار)؛ اعلام الورى ٢/ ٧٤؛ بحار الانوار ٤٩/ ١٤٧( به نقل از الارشاد ٢/ ٢٦٣) و الفصول المهمه/ ٢٥٨.
[٢] . همان/ ٢٥٨.