پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٢ - چگونگى بيعت
بود منصب ولايتعهدى را پذيرفت. روزى يكى از ياران امام رضا عليه السّلام بر او وارد شده، گفت: «اى فرزند رسول خدا، مردم مىگويند: عليرغم اينكه نسبت به دنيا زهد مىورزى، ولايتعهدى را پذيرفتهاى».[١]
پرواضح است كه زدودن چنين باور و انديشهاى با گفتار امكان نداشت، بلكه افزون بر رهنمودهاى درازمدت و مكرر، امام عليه السّلام مىبايست به صورت عملى بدان دست بزند و مردم را از نادرست بودن اين انديشه آگاه كند و اين امر تنها با پذيرش منصب ولايتعهدى ممكن مىنمود.
چگونگى بيعت
پس از آنكه امام رضا عليه السّلام از سر اجبار تن به پذيرش ولايتعهدى داد، مأمون نزديكان خود را از جمله: وزيران، اميران، حاجبان، دبيران و «اهل حل و عقد» (ريشسفيدان) را گرد آورد. آنگاه از «فضل بن سهل» خواست تا موضوع ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را به اطلاع آنان برساند و از آنان بخواهد كه به جاى تنپوش سياه (كه شعار و پوشش رسمى عباسيان بود) لباسهايى سبز بر تن كنند. سپس حقوق يك سال آينده ايشان را داد و آنان را مرخص كرد.
پس از گذشت يك هفته مردم جمع شده، هركس در جايى كه فراخور موقعيت و شأن او بود نشست و مأمون نيز در جاى خود قرار گرفت، سپس امام رضا عليه السّلام وارد مجلس شد. او جامههاى سبز بر تن و عمامه بر سر داشت و شمشيرى حمايل كرده بود. در اين هنگام، مأمون از فرزندش «عباس» خواست نخستين كسى باشد كه با امام رضا عليه السّلام بهعنوان ولىعهد بيعت مىكند.
[١] . علل الشرايع/ ٢٣٩.