پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٨ - دلايل تن دادن امام رضا عليه السلام به ولايتعهدى
نيز از امام رضا عليه السلام پرسيده شد: «چه چيزى تو را به پذيرش ولايتعهدى واداشت؟
امام عليه السّلام فرمود: همان چيزىكه جدم امير المؤمنين عليه السّلام را به شركت در شورا واداشت».[١]
شايان توجه است كه امام رضا عليه السّلام براى حفظ جان خود، تسليم خواسته مأمون در پذيرش ولايتعهدى نشد، بلكه مىدانست با كشته شدنش، نابسامانىهايى به وجود مىآمد، از جمله:
- جنبش الهى و انقلابى با خسارتى جبرانناپذير روبرو مىشد؛
- آشوب و آشفتگى، تمام پايگاههاى مردمى امام رضا عليه السّلام را فرامىگرفت و سرآغازى بود براى كشتار گسترده خاندان و ياران آن حضرت؛
- قيامهاى مسلحانهاى كه بدون تأمل و روال منطقى بروز مىكرد و قيام امت را به جنبش خونخواهانه عاطفى تبديل مىكرد كه فاقد هر نظم و نسقى مىبود و تنها نتيجهاى كه به دست مىداد فروپاشى توان نظامى بود و هيچ تغيير و تأثيرى در رويدادها نداشت.
اينها دلايلى بود كه امام رضا عليه السّلام را به تن دادن به خواسته مأمون و پذيرش ولايتعهدى واداشت. حال با چنين پيشامدى، امام عليه السّلام مىبايست در راه احياى سنتهاى فراموش، از ميان برداشتن بدعتها، بسيج توانمندىها، خنثى كردن برنامههايى كه مأمون براى آينده رقم زده بود و تصحيح انديشه و مفاهيم نادرست سياسى، از فرصت به دست آمده، نهايت استفاده را مىكرد.
[١] . عيون اخبار الرضا ٢/ ١٤١.