پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٤ - هفتم درهم شكستن جبهه مخالفان
ششم: بدنام كردن امام عليه السّلام
شايد بتوان اقدام مأمون را براى بدنام كردن امام رضا عليه السّلام از شومترين و پليدترين انگيزههاى او شمرد. مأمون در گزينش امام رضا عليه السّلام براى ولايتعهدى در پى بدنام كردن تدريجى او بود و اين كار را به جاسوسان و دستگاه تبليغاتى خود سپرد. امام رضا عليه السّلام كه به نيت و هدف شوم مأمون پى برده بود، بىپرده هدف مأمون را آشكار كرده، فرمود: [اى مأمون،] با اين كار مىخواهى مردم بگويند: به يقين على بن موسى الرضا نسبت به دنيا بىاعتنا نبوده، بلكه دنيا نسبت به او بىاعتناست. آيا نمىبينيد چگونه به طمع خلافت، ولايتعهدى را پذيرفته است؟.[١]
مأمون خود در جمع عباسيان پارهاى از انگيزههاى خود را در انتخاب امام رضا عليه السّلام بهعنوان ولىعهد بيان مىكرد، از جمله گفت: «ما دنبال آن هستيم تا اندكاندك از منزلت و ارجمندى او نزد مردم بكاهيم و او را در نظر آنان چنان بنمايانيم كه بپندارند شايستگى امامت را ندارد».[٢]
هفتم: درهم شكستن جبهه مخالفان
قرار گرفتن امام رضا عليه السّلام در مقام ولايتعهدى و منصوب شدن برادران و عموزادگان امام عليه السّلام بهعنوان والى و امير بر سرزمينهاى اسلامى، از جمله منصوب شدن «عباس» و «ابراهيم» دو برادر امام عليه السّلام از سوى مأمون بهعنوان والى كوفه و يمن[٣] اين باور را در ذهن مخالفان تقويت و نهادينه مىكرد كه
[١] . علل الشرايع/ ٢٣٨.
[٢] . فرائد السمطين ٢/ ٢١٥.
[٣] . تاريخ ابن خلدون ٥/ ٥٢٧- ٥٣٣.