پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥١ - نقش سياسى امام رضا عليه السلام در روزگار هارون و امين
بهترين گواهى است كه مأمون از جنبش علويان بسيار بيمناك شده بود و نيز مىدانست كه با پذيرش منصب ولايتعهدى از سوى امام رضا عليه السّلام، گامى بود براى احاطه بر جنبشهايى كه الگو و رهبرى خويش را در امام رضا عليه السّلام مىديدند، علويان نيز، توجيه و بهانه خود را در مبارزه عليه حكومتى كه امام عليه السّلام ولايتعهدى آن را پذيرفته بود از دست مىدادند.
نقش سياسى امام رضا عليه السّلام در روزگار هارون و امين
فضاى نسبتا باز سياسى و فراهم شدن زمينه براى ايجاد و توسعه پايگاه مردمى و مسلح كردن آنان به انديشه سالم سياسى همسو با ديدگاه اهلبيت عليهم السّلام و نيز بسيج نيروها و توانمندىها براى موضعگيرى بايسته در موقعيت مناسب، فرصتى بود كه امام رضا عليه السّلام از آن بهره جست. از همينرو مىبينيم كه در روزگار هارون و امين و به دليل فراهم نشدن امكانات مادى، علويان دست به انقلاب و قيامى نزدند.
امام رضا عليه السّلام با در نظر گرفتن اصل استتار و پنهانكارى، مفاهيم و انديشههاى سياسى را به امت ارائه مىداد، مبادا كه حاكمان بهانهاى به دست آورده، حضرتش را از فعاليت بازداشته، زندانى كنند يا او را بكشند. او با نقل روايتى از پدران و نياكان خود در مورد امامت بهعنوان مفهومى سياسى كه جزئى از عقيده اهلبيت عليهم السّلام است بر ضرورت امامت و وجود امام در هر روزگار تأكيد مىكرد. امام رضا عليه السّلام در حديثى كه آن را از پدرش شنيده بود و به وسيله امامان معصوم عليهم السّلام به پيامبر مىرسيد از آن حضرت نقل مىكرد كه فرمود:
مردمان هرروزگار به امام زمان خود، كتاب خداى خويش و سنت پيامبرشان خوانده مىشوند