پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٤ - ١ امام رضا عليه السلام و راهبرى جنبش الهى
به يك سخن، امام عليه السّلام در راستاى كار الهى خود، دو خط را دنبال مىكرد:
نخست: خط فكرى بود. اين خط، به دانشاندوزى و گسترش آن و ايفاى وظيفه امر به معروف و نهى از منكر بهطور مسالمتآميز مىپرداخت؛
دوم: خط رويارويى و مقاومت بود. اين خط وظيفه داشت تا با به كارگيرى زور به منظور جلوگيرى از انحراف حكومتها از شيوه اصيل اسلامى و مبانى حاكميت آن، عليه حاكميتهاى ستمگر اعلان قيام كند كه با تأملى دقيق در روش و منش رفتارى امامان معصوم عليهم السّلام اين مطلب براى ما آشكار مىشود.
پس از به شهادت رسيدن امام حسين عليه السّلام و به اسارت بردن خاندانش، امام زين العابدين عليه السّلام از همين روش پيروى كرد، چرا كه شرايط سياسى دگرگون شده بود و از ديگرسو پايگاه مردمى اهلبيت عليهم السّلام فزونى يافته و كسانى به يارى امام زين العابدين عليه السّلام برخاسته، در شمار پيروان او درآمدند كه از جايگاه و توان متفاوتى برخوردار بودند.
در روزگار امامت امام زين العابدين عليه السّلام «توابين» به رهبرى «مختار ثقفى» به خونخواهى امام حسين عليه السّلام و شهيدان كربلا قيام كردند، و در حالىكه اين جنبش از حمايت امام سجاد عليه السّلام برخوردار بود، اما حاكميت اموى، هيچ ردپا و دليلى مبنى بر ارتباط امام سجاد عليه السّلام با اين جنبش بهدست نياورد. زمانى كه «محمد بن حنفيه» عموى امام سجاد عليه السّلام درباره اين قيام و حمايت از آن با امام سجاد گفتوگو كرد، حضرت فرمود:
«يا عم، لو أنّ عبدا زنجيا تعصّب لنا أهل البيت، لوجب على الناس مؤازرته، و قد ولّيتك هذا الأمر، فاصنع ما شئت»؛[١] اى عمو، اگر بردهاى سياه در راه
[١] . بحار الانوار ٤٥/ ٣٦٣- ٣٤٦( به نقل از: جعفر بن نماحلى،« رساله ذوب النّضار في شرح الثار» كه نويسنده، آن را از پدرش« محمد بن نماحلى» نقل كرده است).