پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٦ - انحراف اخلاقى
در يكى از همين شبها «محمد بن حامد» در كنار مأمون ايستاده بود و مأمون شراب مىخورد. در همينحال «عريب» به خواندن آواز پرداخت. مأمون از اينكه «عريب» بىمقدمه شروع به خواندن كرده بود، بهتزده شد. محمد بن حامد كه متوجه بهت مأمون شد، گفت: سرورم، با بوسهاى او را وادار به خواندن كردم ...
مأمون گفت: ... پس من، كنيز خود «عريب» را به همسرى محمد بن حامد درآورده، چهارصد درهم از مال خويش كابين او قرار دادم ... عريب همچنان تا سپيدهدم براى مأمون آواز خواند و ابن حامد بر در سرا ايستاده بود».[١]
انحراف اخلاقى به دستگاه حاكميت و وابستگان حكومتى منحصر نبود، بلكه دستگاه قضا را نيز آلود. «يكى از قاضيان كه در دوره امين و مأمون منصب قضا را در اختيار داشت، به عمل شنيع لواط آلوده شده بود و از اين كار روى برنمىتافت تا آنجا كه به اين صفت شهره شد. زمانى كه مسلمانان از او به مأمون شكايت بردند، مأمون در پاسخ گفت: خوب بود كه پيش از اينها و قبل از صدور احكام از سوى او، به اين امر اقدام مىكردند!.
پس از آنكه شكايتها از او فزونى گرفت، امين او را عزل كرده، در شمار نديمان خود درآورد و دست او را در كارهاى فراوانى بازگذاشت».[٢]
انحراف اخلاقى ميان نزديكان حاكمان امرى شايع بود. در آغاز حكومت مأمون برخى از سپاهيان و شرطه بغداد و كرخ، آشكارا به فسق و فجور پرداخته، راهزنى كرده و در انظار همگان، پسران و زنان را مىربودند ... آنان در قالب گروهى به روستاها رفته ... و هرچه مىتوانستند از اموال و دارايى مردم به
[١] . همانجا.
[٢] . مروج الذهب ٣/ ٣٤٥.