پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٥ - انحراف اخلاقى
فضل گفت: «چگونه كشتن امين روا نباشد؟ در حالىكه شاعر او در حضورش چنين سروده است:
«هان، مرا مى بده، و آن هنگام كه جام به دستم مىدهى، به من بگو كه: اين مى است [تا لذت نوشيدن آن با لذت شنيدن نام آن درهم آميزد].
و چون پر كردن جام، بهطور آشكارا ممكن باشد؛ آن را پنهانى به من مده».[١]
«ابن اثير» امين را اينچنين معرفى مىكند: «در سيره او چيزىكه شايان ذكر باشد، مانند: بردبارى، دادگرى، تجربه [حكومتدارى] نيافتهايم».[٢]
عبد اللّه مأمون در اين ميدان از پدرش هارون و برادرش امين عقب نمانده، در زمينه خوشگذرانى، تفريح، علاقهمندى به طرب و عمله طرب راه آن دو را درپيش گرفت. «اسحاق بن ابراهيم بن ميمون» مىگويد: «در ميان خلق خدا كسى يافت نمىشد كه همانند مأمون، شيفته و دلباخته زنان باشد».[٣]
او همپياله نديمان خود مىشد و آنقدر شراب مىنوشيدند كه از خود بىخود مىشدند».[٤]
نيز به چند طريق نقل شده و در روايتهاى زيادى آمده است كه: «مأمون ميگسارى مىكرد».[٥]
«مأمون شبها را با كنيزكان و آوازهخوانان به ميگسارى به صبح مىرساند.
[١] . همانجا:
|
ألا فاسقني خمرا |
و قل لي هي الخمر |
|
|
و لا تسقني سرّا |
إذا أمكن الجهر |
|
[٢] . همانجا.
[٣] . العقد الفريد ٨/ ١٥٦.
[٤] . الكامل في التاريخ ٦/ ٤٣٧.
[٥] . تاريخ الخلفاء/ ٢٦٠.