پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٢ - انحراف اخلاقى
همانطور كه پيشتر گفته شد، هارون اموال و هداياى زيادى به خوانندگان مىداد. او شيفته سه تن از كنيزكان آوازهخوان شده بود و از همينرو درباره آنان شعرى سرود كه در آن آمده است:
«آن سه دوشيزه، اختيار مرا به دست گرفته؛ و تمام قلب مرا به تسخير خود درآوردهاند.
چه مىبينم! تمام خلق فرمانبردار من بوده؛ و من فرمانبردار آن سه هستم، اما ايشان نافرمانى من مىكنند.
اين [وضع] جز فرمانروايى هوا و هوس نبوده؛ و آنان از همين راه در قدرت من رخنه و مرا مغلوب [خويش] كردهاند».[١][٢]
در حالىكه هزاران جنگاور در جنگها و در دفاع از حريم و مرز سرزمينهاى اسلامى جان مىدادند، اما هارون اندك اندوهى به خود راه نمىداد و چون خبر مرگ كنيزكى به نام «هيلانه» شنيد غرق اندوه شد، در رثاى او چنين سرود:
«در سوگ او بايد گريهكنندگان بگريند؛ و هم در اندوه او مرثيهها دلها را بسوزانند.
او با رفتنش دردى پايا براى من آفريده؛ آن را به ارث براى من بر جاى گذارد».[٣][٤]
[١] . الأغاني ١٦/ ٣٤٥ و فوات الوفيات ٤/ ٢٢٦.
[٢] .
|
ملك الثلاث الآنسات عناني |
و حللن من قلبي بكلّ مكان |
|
|
مالي تطاوعني البرية كلها |
و أطيعهن و هنّ في عصياني |
|
|
ما ذاك إلّا أنّ سلطان الهوى |
و به غلبت غرزن في عصيانى |
|
[٣] . همانجا.
[٤] .
|
فلها تبكي البواكي |
و لها تشجي المراثي |
|
|
خلقت سقما طويلا |
جعلت ذاك تراثي |
|