انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٩ - ايراد نا مربوط
بايد بهدنبال آن برود، براى اينكه به پول محتاج است، پول بدون زحمت بهدست نمىآيد، بايد انسان كار كند و از طريق آن پول بهدست آورد؛ انسان هميشه به پول نيازمند است، ممكن است مريض شود، براى رفتن به داكتر و خريد دوا پول لازم دارد، غذا مىخورد، پول لازم دارد، زن و بچهاش مصرف مىخواهد، پول لازم دارد؛ او مجبور است كار كند چون به آن احتياج دارد. در دنيا هركس به واسطه عملى خود را بايد استكمال كند و هركس بهدنبال كارى است كه بتواند توسط آن احتياجات مادى خود را برطرف نمايد، پس معلوم مىشود كه هركار از خود هدف دارد. خداوند جل جلاله از هر چيز بىنياز است، او هركارى را كه انجام مىدهد هدف دارد و هدف از خلقت موجودات تكامل ظاهرى و معنوى آنهاست، خداوند جل جلاله مىخواهد به واسطه خلقت براى مخلوقاتش فيضى برساند.
جواب اين ايراد اين است كه اين تفكر اشتباه است، بلى خداوند جل جلاله به چيزى محتاج نيست و هركارى را كه بخواهد به اراده خود انجام مىدهد و او به همه چيز قادر است، خداوند جل جلاله هركارى را كه انجام مىدهد هدفمند است و مىخواهد آن چيز براى هدفىكه دارد خود را به استكمال برساند، هدف خدا در انجام كار براى خودش نيست؛ زيرا كمال خدا ذاتى است و هيچ نيازى به استكمال ندارد. منظور از اينكه تمام كارهاى خدا هدف دارد، اين است كه خداوند متعال جل جلاله مىخواهد به واسط آن هدف، خيرى و فيضى را براى مخلوقاتش برساند. اگر خدا انسان را خلق نمىكرد، از كجا انسان به كمال لايق خود مىرسيد؟ خداوند جل جلاله انسان را خلق نمود