انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٣ - كنفرانس دارالندوه
سرانجام گفتند چه كار كنيم كه شرّ پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را از خود دفع كنيم؟ او خطر بزرگى براى ما است، بتهاى ما را قبول نمىكند و هميشه عليه آنها مبارزه مىكند؛ اگر بتهاى ما از بين بروند، وضع اقتصادى ما خراب گرديده و از بين مىرود. بزرگان قريش بر خلاف مردم عادى، خيلى به بتها اعتقاد نداشتند؛ منتهى بهخاطر درآمدى مادى كه از طريق آنها داشتند، ظاهراً بتها را احترام مىكردند، مردم عادى با توجه به اعتقادى كه داشتند، پول مىدادند، نذورات مىكردند، از راه دور و نزديك در آنجا جمع مىشدند و از بتها حوايج روز خود را مىطلبيدند، ساليانه پول زيادى جمع مىگرديد و براى بزرگان قريش در آمد بسيار انگفتى بود؛ به همين دليل آنان از عاقبت بتهاى خود ترس داشتند و پيغمبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را خطر جدى براى درآمد خود تلقى مىكردند.
مخالفت شيوخ و بزرگان قريش با پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم بهخاطر قداست بتهاىشان نبود؛ بلكه بهخاطر پولهاى انگفتى كه از بتخانهها براى آنان مىرسيد با آنحضرت صلى الله عليه وآله وسلم مخالفت مىكردند. بر همين اساس دور هم جمع شده بودند تا خطرى را كه ازسوى پيغمبراكرم صلى الله عليه وآله وسلم متوجه آنان مىگرديد دفع كند و براى حفظ بتهاى خود راه حل مناسب جستجو نمايند. يك نفر آنان صدا زد كه اى اهل الندوه، اين موضوع خيلى مشكلى نيست كه شما از آن ترسيدهايد، منتهى كمى صبر لازم است تا كسىكه ادعاى پيغمبرى دارد بميرد، او يك شاعر است، خيلى از شاعران در ميان ما