انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٧ - بندگى بدون قيد و شرط
مىگرديد. همچنين كسانى را كه بهعنوان برده مىخريدند، اختيار از آنان سلب مىشد و هيچ اختيارى از خود نداشتند.
در مسئله عبوديت نيز چنين است؛ كسىكه بنده خداست، از خود هيچ اختيارى ندارد و آنچه از جانب پروردگارش به او دستور داده مىشود بدون كم و كاست بايد انجام دهد و در تمام عمر خود بايد تسليم خدا باشد. علت غايى خلقت انسان در روى زمين بنا به فرمودهى قرآن مجيد عبادت است، «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»" لام، لايعبدون" از براى علت غايى است و علت غايى خلقت نيز همين است كه انسان خدا را پرستش كند. ممكن است اين سؤال در ذهن بعضىها مطرح شود كه انسان به حدّى مهم است كه حتى خداوند جل جلاله نيز محتاج به عبادت اوست، جواب اين است كه انسان در برابر عظمت خالق هيچ ارزشى ندارد، انسانها با تمام كره زمين و با تمام موجودات ريز و درشت زمين، نسبت به كهكشان بزرگ بى ارزش است؟ همين كهكشان بزرگ كه زمين ما نيز جزء آن است، با تمام كرات و ستارههاى كه در آن قرار دارد، نسبت به يكصد و بيست و پنج ميليارد كهكشان ديگر، دانه در مقابل خروار هم نمىباشد؟ با توجه به اين موضوع، چگونه ما فكر كنيم كه خداوند جل جلاله به عبادت انسانها محتاج است؟ اين فكر كاملا اشتباه مىباشد، خداوند جل جلاله غنى بالذات است و به عبادت كسى محتاج نيست؛ بلكه ما انسانها هستيم كه هميشه به خداى خود محتاجيم.