انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٢ - هلاكت قوم عاد
مىبينيد اين بادهاى بدون باران كه در شهر كابل وجود دارند، جز اينكه خاكها را برداشته و در خانههاى مردم تقسيم نمايد، هيچ فايده ديگر ندارد.[١].
«ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ»
اين باد يك باد عقيمى بود كه بر هر چيز مىوزيد، فوراً او را خشك مىكرد، اگر بر انسان مىوزيد، مثل استخوانهاى پوسيده درست مىكرد. حتى برگياهانىكه اصابت مىكرد، سُست و پوسيده مىشدند. خداوند متعال جل جلاله هر قوم را مطابق استحقاق و عمل شان به يك نوعى از عذاب هلاك مىكند. نتيجه سركشى و طغيانگرى قوم عاد چنين شد كه توسط باد عقيم و ضرر رسان به هلاكت برسند. در مورد حوادثى كه در امتهاى گذشته واقع شد، پيغمبران الهى زحمت بسيار كشيدند تا مردم را بهسوى خدا ارشاد كنند؛ ولى مردم به حرف پيغمبران گوش ندادند و از ارشاد آنان سركشى كردند، سرانجام خداوند متعال جل جلاله آنان را بهخاطر سركشى و طغيانشان به عذابهاى گوناگون مبتلا نموده و به هلاكت رسانيد.
[١] - تا اطراف شهر كابل توسط درختان و جنگلها پوشيده نشود، وضعيت اين شهر خوب نمىشود. هميشه گرد و خاك فضاى آن را مىپوشاند. مخصوصا در برج سرطان، اسد و سنبله، ماشاءالله الى ماشاءالله بعد از ظهرها كسى نمىتواند از خانه خود بيرون شود. هر روز خروارهاى خاك توسط باد بطور عادلانه در خانههاى كابل تقسيم مىشود و هيچ كسى هم از آن محروم نمىماند. هرچه غبار و كثافت در اطراف كابل است به هوا پراگنده مىشود. محيط زيست را خراب مىكند. اطفال مردم را مريض مىكند. بايد يك فكر درست و اساسى در اين مورد بشود، تا شهروندان كابل از اين مصيبت نجات يابد. البته اين موضوع تنها به كابل خلاصه نمىشود؛ بلكه تمام شهرهاى بزرگ ما اين چنين است و بايد كسى پيدا شود تا يك فكر اساسى براى اين مشكلات در نظر گرفته شود.( از سخنان معظمله)