انوار هدايت - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٢ - ايمان آوردن جادوگران
برعكس انبياء عليهم السلام، با زورگوى، قُلدرى، و شيوههاى غير منطقى با مردم برخورد مىكردند. خصوصا با انبياى الهى بيشتر از ديگران، با زورگوى، توهين، تحقير، تهمت و افترا برخورد مىنمودند؛ براى اينكه حكومتهاى طاغوتى از انبياء وحشت داشتند و مىترسيدند، آنان در اين فكر بودند كه مبادا اطرافيان يا وزيران كابينه او تحت تأثير تبليغ انبياء قرار گرفته و به اسلام ايمان بياورند. فرعون نيز با همان شيوه عمومى ستمگران مستبد و زمامداران قُلدور، با موسى عليه السلام برخورد نمود. بدون دليل به آنحضرت گفت: تو جادوگر هستى! تو دروغ مىگوى!! خواست اطرافيان خود را قدرى تسلى و دلدارى نمايد تا زود تسليم ارشاد و تبليغ موسى عليه السلام نشوند.
ايمان آوردن جادوگران
اين قضيه در يك ساعت و دو ساعت ختم نشد، مدتى طول كشيد تا فرعون جادوگران خود را از دور و نزديك، از تمام مناطق كشور جمع كرد و به آنان دستور داد كه در فلان روز در مكان معين همه يكجا جمع شوند و آخرين توان خود را بكار ببرند تا موسى عليه السلام را شكست دهند. وقتىكه جادوگران آمدند، حضرت موسى عليه السلام بر تمام آنان غالب گرديد، تمام جادوگران به سجده افتادند و مسلمان شدند، با عمق جان به حضرت موسى عليه السلام تسليم گرديدند. جادوگران فرعون فهميدند كه كار موسى عليه السلام جادوگرى نيست؛ زيرا تمام كسانىكه براى مقابله با موسى عليه السلام جمع شده بودند، در