اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٥٧ - تعريف مفهوم موافق
اصحاب ما هرچند عمل كردن به قياس را باطل كردهاند، ولى اكثر آنان عملكردن به قياس اولويت را صحيح مىدانند، و انصاف، اقتضا مىكند كه از عملكردن به قياس اولويت منع كنيم؛ زيرا اوّلًا: آن رواياتى كه از عملكردن به قياس منع مىكنند، اطلاق دارند و شامل قياس اولويت هم مىشوند و حملكردن عام را بر يكى از افرادش بدون مخصّص، با اين كه امكان دارد به تمام افرادش حمل شود، در نزد اصوليان جايز نيست.
ثانياً: شايد غرض شارع از نفى قياس، مسدودكردن باب عقل در احكام شرعى باشد.
ثالثاً: روايتى كه صدوق و كلينى و شيخ در باب ديات ذكر كردهاند، نص در قياس اولويت است و آن روايت اين است: ابانبن تغلب مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: چنانچه مردى انگشت يك زنى را قطع كند، ديه آن چيست؟ حضرت فرمود: دهشتر. گفتم: اگر دو انگشت او را قطع كند؟ فرمود: بيستشتر. گفتم: سهانگشت او را قطع كند؟ فرمود: سىشتر. گفتم: چهارانگشت او را قطع كند؟ فرمود: بيستشتر. گفتم: سبحانالله! اگر سهانگشت او را قطع كند، سىشتر؛ ولى چهارانگشت او، بيستشتر؟ وقتى ما در عراق بوديم، اين سخن به گوش ما رسيده بود و ما از كسى كه اين سخن را گفته، تبرّى جستيم و گفتيم اين، حرف شيطان است و قبول نكرديم. حضرت فرمود: اى ابان! آهسته رو! اين حكم رسول خداست. ديه مرد و زن تا ثلث ديه مساوى است؛ ولى وقتى از ثلث گذشت، ديه زن، نصف
ديه مرد است. اى ابان! تو قياس كردى. سنّت اگر قياس شود، دين محو و نابود مىشود[١].[٢]
شيخيوسف بحرانى هم بعد از آن كه به روايت فوق بر عدم حجّيت قياس اولويت استدلال مىكند، به چند روايت ديگر مىپردازد، از جمله: امام صادق (ع) به ابوحنيفه فرمود: از خدا بترس و در دين با رأى و اجتهاد خود، قياس مكن. همانا
[١]. كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٨٨، ح ٢٨٣؛ الكافى، ج ٧، ص ٢٩٩، ح ٦؛ تهذيب الأحكام، ج ١٠، ص ١٨٤، ح ٧١٩؛ وسائل الشيعة، ج ١٩، ص ٢٦٨( ديات الأعضاء، باب ٤٤)، ح ١.
[٢]. الأنوار النعمانية، ج ١، ص ٢٣٥- ٢٣٦.