اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٣٩ - ادله اثبات كنندگان حجيت استصحاب
او حسين عاملى (پدر شيخبهايى) است[١] و عمده دليلشان هم، همين روايات مستفيضه است كه متأخّران به آنها اعتماد كرده و حجّيت و استصحاب را از اخبار استفاده كردهاند كه در اين جا به ذكر چند نمونه از آن روايات، بسنده مىكنيم:
١. زراره از امام (ع) سؤال مىكند: شخصى با وضو مىخوابد. اگر حالتى به شخصى دست دهد و چشم او يكبار يا دوبار به خواب رود و به اصطلاح چرتش بگيرد، آيا موجب ابطال وضو مىشود؟
امام (ع) فرمود: «اى زراره! گاهى چشم مىخوابد؛ ولى قلب و گوش نمىخوابند. پس زمانى كه چشم و گوش و قلب خواب رفتند، وضو واجب مىشود».
زراره گفت: اگر در كنارش چيزى حركت داده شود و او آن حركت را نفهمد، آيا اين خواب بر تمام حواسّ او غالب شده است؟ امام (ع) فرمود: نه! اين نشانه خواب نيست، مگر اين كه يقين پيدا كنى و روشن شود كه او به خواب رفته است؛ وگرنه، هنوز وضو دارد. هرگز يقين را با شك، نقض نكن؛ ليكن يقين را به يقين ديگر، نقض كن».
قلت له: الرجل ينام و هو على وضوء أ توجب الخفقة و الخفقتان عليه الوضوء؟». فقال: «يا زراره! قد تنام العين و لا ينام القلب و الاذن، فإذا نامت العين و الاذن و القلب فقد وجب الوضوء، قلتُ: فإن حرّك إلى جنبه شىء و لم يعلم به قال: لا حتّى يستيقن أبداً بالشكّ و لكن ينقضه بيقين آخر».[٢]
اين روايت از نظر سند، هرچند به ظاهر، مضمره است و احتمال دارد آن كسى كه از او سؤال شده، غيرامام بوده باشد، ليكن اضمار آن، ضررى به صحّت و اعتبار آن نمىرساند؛ چون شخصى مانند زراره، از غيرامام سؤال نمىكند.[٣] او شأنش
والاتر از آن است كه از غيرامام سؤال كند و بعد هم براى ديگران نقل نمايد، بدون اين كه قرينه بياورد كه سؤال شونده امام نيست! به علاوه، بعضى از بزرگان مانند
[١]. فوائد الاصول، ج ٣، ص ١٤- ١٥.
[٢]. تهذيب الأحكام، ج ١، ص ٨، ح ١١؛ وسائل الشيعة، ج ١، ص ١٧٤( نواقض الوضوء، باب ١)، ح ١.
[٣]. كفاية الاصول، ج ٤، ص ٤٠٥؛ مفاتيح الاصول، ص ٦٤٦.