اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ١٦٤ - شيخيوسف بحرانى(١١٠٧ - ١١٨٦ ق)
دايى خود خدمت صاحب حدائق مىرسيد و از او استفاده مىكرد.[١] وحيد بهبهانى حتى مردم را از خواندن نماز جماعت با صاحب حدائق نهى مىكرد[٢] و با اين حال، وى حكم كرد كه نماز خواندن به امامت وحيد بهبهانى صحيح است و چون به او خبر دادند كه وحيد بهبهانى درباره شما چنان حكم كرده، اظهار داشت: «تكليف شرعى وى همان است كه او مىگويد، و تكليف شرعى من نيز همين است كه بيان داشتم. هريك از ما بر آنچه خداوند مكلّفمان ساخته، عمل مىكنيم. و اين، اجتهاد او است و وى را از عدالت ساقط نمىكند».[٣]
هنگامى كه محدّث بحرانى دار دنيا را وداع گفت، استاداكبر وحيد بهبهانى بر او نماز خواند و جمعيت فراوانى او را تشييع كردند و در رواق امام حسين (ع) پايين پاى حضرت به خاك سپردند.[٤]
محدّث بحرانى غيراز والد خود، از محضر بزرگان ديگرى مانند: شيخحسين فرزند محمّدبن جعفر ماحوزى بحرانى (م ١١٨١ ق) نيز بهرهمند شد.[٥] استاد ديگر شيخيوسف كه خود، او را بسيار ستوده، شيخاحمدبن عبدالله بلادى (م ١١٣٧ ق) بود. شيخ يوسف درباره وى مىگويد: «از نظر اخلاقى، ورع و تقوا، در ميان علما مثل او
را نديدم و من در بحرين در درس او حاضر مىشدم و شرح لمعه را در نزد او خواندم».[٦]
محدّث بحرانى شاگردان بسيارى نيز پرورد كه معروفترين آنان عبارتاند از: ملا محمّدمهدى نراقى (م ١٢٠٩ ق) صاحب كتاب جامع السعادات؛ علّامه
[١]. روضات الجنات، ج ٨، ص ٢٠٣؛ دايرة المعارف تشيّع، ج ٢، ص ١١.
[٢]. تنقيح المقال فى علم الرجال، ج ٣، ص ٣٣٤، ش ٣٣١٥؛ دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٧، ص ١٦١؛ ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ص ٣٤١.
[٣]. تنقيح المقال فى علم الرجال، ج ٣، ص ٣٣٤، ش ٣٣١٥؛ دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٧، ص ١٦١؛ ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى، ص ٣٤١.
[٤]. منتهى المقال فى أحوال الرجال، ج ٧، ص ٧٩؛ روضات الجنات، ج ٨، ص ٢٠٦؛ تنقيح المقال فى علم الرجال، ج ٣، ص ٣٣٤؛ الذريعة، ج ٢، ص ٥، ش ٧.
[٥]. لؤلؤة البحرين، ص ٦- ٧؛ أنوار البدرين، ص ١٧٦- ١٧٧؛ تنقيح المقال، ج ٣، ص ٣٣٤؛ طبقات أعلام الشيعة، ج ٦، ص ٢٢٠.
[٦]. لؤلؤة البحرين، ص ٩؛ روضات الجنات، ج ٤، ص ١٧- ١٨، ش ٣١٩.