اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٥٠٠ - نگاه مجتهدان به اختلاف اخبار
پسرش حديث مردم را مىگرفت و در جاهاى خالى كتاب قيس مىنوشت و پدرش متوجّه نمىشد،[١] يا ايّوببن نوح مىگويد: محمّدبن سنان، قبل از آن كه بميرد، گفت: من هرچه به شما حديثكردم، نه شنيدهام و نه كسى به من روايت كرده؛ بلكه آنها را يافتهام.[٢]
يونسبن عبدالرّحمان مىگويد: من به عراق رفتم. عدّهاى از اصحاب امام باقر (ع) و جماعت زيادى از اصحاب امام صادق (ع) را ديدم. از آنان احاديثى را شنيدم و كتابهاى آنان را گرفتم و بعدها بر امام رضا (ع) عرضه داشتم. حضرت، احاديث زيادى از آن كتابها را انكار كرد كه آنها احاديث امام صادق نيست و فرمود: ابو خطّاب بر صادق (ع) دروغ بسته است. خدا او را لعنت كند و همينطور اصحاب ابو خطّاب را كه تا به امروز اين احاديث را در كتب اصحاب امام صادق (ع) پنهان كردهاند.[٣]
حال انسان از كجا مطمئن شود اين رواياتى كه در كتابهاى اخبار ماست، هيچ كذب و جعلى در آنها نيست، حتّى اگر آنها از اصول اربعمائه باشد؟
شيخطوسى مىگويد: براى زيد نرسى و زيد زرّاد، هر كدام اصلى است كه شيخصدوق از اين دو اصل روايت نمىكند و مىگويد: استاد ما محمّدبن حسنبن وليد از اين دو اصل، نقل نمىكند، و همينطور از كتاب خالدبن عبدالله سدر نقل نمىكند؛ چراكه اين اصول سهگانه را محمّدبن موسى همدانى ساخته است.[٤]
از سوى ديگر، تمام دروغگويان در بين مردم شناخته شده نبودند تا از آنان دورى جويند؛ چراكه آنانى كه احاديث را وضع مىكردند، چند دسته بودند:
١. افرادى براى تقرّب به ملوك، وضع حديث مىكردند، مانند غياثبن ابراهيم كه براى مهدى عبّاسى خبرى را جَعل كرد.
٢. عدّهاى سائل بودند كه با وضع احاديث بر پيامبر خدا، بدين وسيله ارتزاق مىكردند، چنان كه اين براى احمدبن حنبل و يحيىبن معين در مسجد رصافه
[١]. همان، ج ٨، ص ٣٩٤.
[٢]. اختيار معرفة الرجال، ص ٥٠٦، ش ٩٧٧؛ الرسائل الاصولية، ص ١٤٤.
[٣]. اختيار معرفة الرجال، ص ٢٢٤، ش ٤٠١؛ بحارالأنوار، ج ٢، ص ٢٥٠.
[٤]. الفهرست، ص ٢٠١، ش ٢٩٩- ٣٠٠.