اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٩٦ - نگاه اخباريان به اختلاف اخبار
بههرحال، اصحاب ائمّه امر را بر دروغگويان سخت مىگرفتند و چهبسا از حد مىگذشتند و به صرف تهمت، از او اجتناب مىكردند. مثلًا احمدبن محمّدبن عيسى، شيخالقمّيين، احمدبن محمّدبن خالد برقى صاحب المحاسن را به مجرّد اين كه قمىها بر او طعن زدند، از برقه قم بيرون كرد و چون بعدها برائت او ظاهر شد، او را برگرداند و وقتى از دنيا رفت، در تشييع جنازه او پابرهنه شركت كرد تا اظهار كرده باشد آنچه به او نسبت دادهاند، درست نيست،[١] و چنان كه سهلبن زياد را از قم بيرون كردند و از او بيزارى جستند و مردم را از شنيدن از او منع كردند.[٢]
يا محمّدبن حسنبن وليد، عدّهاى از رُوات را استثنا كرده از جمله جماعتى كه محمّدبن احمدبن يحيى اشعرى از آنان نقل كرده است. پس هيچكس از افرادى كه اين دروغگويان را مىشناخت، بر احاديث آنان اعتماد نمىكرد و در اصول خود نمىنوشت، مگر قرائنى بر صحّت آنها بوده باشد.[٣]
به علاوه، از بعضى روايات استفاده مىشود كه تمام احاديث مكذوب، از احاديث كفر و زندقه و اخبار شگفتآور و غيرمأنوس بوده است.[٤]
در روايات، خود ائمه (عليهم السلام) تصريح كردهاند: ما اين اختلاف را بين شما شيعيان انداختهايم. از موسىبن جعفر (ع) از اختلاف اصحاب ما سؤال شد. حضرت پاسخ داد: من اين كار را كردهام و چنان كه شما بر يك چيز اجتماع كنيد، گردنهاى شما زده مىشود:
«أنا فعلت ذلك بكم لو اجتمعتم على أمر واحد لُاخذ برقابكم».[٥]
در روايت ديگر، حريز به امام صادق (ع) مىگويد: هيچ چيزى شديدتر بر من از اختلاف اصحاب ما نيست. حضرت فرمود: اين از ناحيه من است.[٦]
به همين مضمون، روايت موسىبن اشيم از امام صادق (ع) است.[٧]
[١]. رجال ابن الغضائرى، ص ٥٤، ش ١٤.
[٢]. رجال النجاشى، ص ١٨٥، ش ٤٩٠.
[٣]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٢- ١٣.
[٤]. همان، ص ١٠- ١١.
[٥]. اختيار معرفة الرجال، ص ٢٢٤- ٢٢٥، ش ٤٠١ و ٤٠٢.
[٦]. همان، ح ١٤.
[٧]. الكافى، ج ١، ص ٢٦٥( باب التفويض إلى رسولالله و إلى أئمّه فى أمر الدين)، ح ٢.