اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٤٤٢ - ادله اثبات كنندگان حجيت استصحاب
داشتى و لباست پاك بوده و بعد شك كردى. سزاوار نيست كه يقينت را به شك نقض كنى:
«لأنّك كنت على يقين من طهارتك ثمّ شككت فليس ينبغى لك أن تنقض اليقين بالشكّ أبداً».
بعد زراره سؤال پنجم را مطرح مىكند: من يقين پيدا كردم كه آن خون و يا منى به لباسم اصابت كرده است؛ ولى جاى آن را نمىدانم. آيا شستن آن لباس لازم است؟ امام (ع) فرمود: «همان طرفى را كه يقين دارى نجاست به آن رسيده، تطهير كن تا يقين پيدا كنى كه آن طرف لباست پاك شده است.
زراره سؤال ششمى را مىپرسد: اگر من شك كردم و احتمال دادم كه لباسم نجس شده، آيا بر من كنجكاوى و بررسى لازم است كه ببينم نجس شده يا نه؟ امام (ع) فرمود: «لازم نيست؛ ولى اگر بخواهى از شك بيرون بيايى، بررسى آن مانعى ندارد».
زراره هفتمين سؤال را اين گونه طرح مىكند: اگر من مشغول نماز شدم و در وسط نماز، نجاستى را در لباسم ديدم، چه كنم؟ امام (ع) مىفرمايد: «اگر قبل از ورود به نماز شك كرده بودى كه نجاستى به اين لباس اصابت كرده و بدون بررسى وارد نماز شدى، نمازت را بشكن و اعاده كن؛ ولى اگر قبل از نماز، شك در نجاست لباس نداشتى و وسط نماز ديدى كه خون تازهاى در لباس توست، نماز را از همين جا قطع كن و لباس را بشوى. بعد دنباله نماز را بخوان؛ چون تا اين جاى نماز، نمىدانستى كه لباست با اين نجاست همراه بوده يا نبوده و احتمال دارد كه الآن به لباست رسيده باشد. پس سزاوار نيست يقين قبلى خود را به شك، نقض كنى:
«فليس ينبغى أن تنقض اليقين بالشك».[١]
اين روايت از مهمترين و صحيحترين روايات است كه مشتمل بر عدّهاى از مسائل است و در دو جاى اين حديث، به استصحاب، استدلال شده است:
يك. يكى در جواب سؤال
«فإن ظننتُ أنّه قد أصابه ...»
بود كه امام (ع) با صراحت بر آنچه در اذهان بوده، تعليل آوردند:
«لأنّك كنت على يقين من طهارتك ...»
كه وقتى امرى تحقّق پيدا كرد، آن امر وجود دارد تا عدم آن ثابت شود.
[١]. تهذيب الأحكام، ج ١، ص ٤٢١، ح ١٣٣٥.