اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٩٢ - ٥ اجماع
٤. قاعده عسر و حرج
دليل چهارم براى جواز تقليد، قاعده عسروحرج است، و چنانچه تقليد جايز نباشد، مردم به زحمت و مشقّت مىافتند.[١] يا بايد تكليف از همه ساقط شود، يا بايد همه اسلامشناس شوند، و چون همه مكلّف هستند، و از آن طرف، مردم عوام نمىتوانند تمام دستورهاى اسلام را با وجود ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقيّد، مجمل و مبين، حقيقت و مجاز و ... از روى دليل بفهمند، ناچارند به اسلامشناسان و عارفان به احكام مراجعه كنند.[٢]
٥. اجماع
دليل پنجم براى جواز تقليد و رجوع جاهل به عالم، اجماع است. اخباريان هم اگر آن را انكار كردهاند، اين انكار، فقط در لفظ و قول است، و عبرت عمل آنان است كه جاهلان، از علمايشان سؤال مىكنند و به آن پاسخ، عمل مىكنند.[٣]
از جمله افرادى كه به اجماع، استدلال كردهاند، سيّدمرتضى،[٤] محقّق حلّى[٥] و شيخبهائى[٦] است. صاحب معالم هم مىگويد كه عدّهاى از اصحاب، اتّفاق علما را بر جواز تقليد، نقل كردهاند[٧] و سپس خود در مسئلهاى، ادّعاى اجماع مىكند.[٨]
بنابراين، با بودن چنين ادلّهاى بر جواز تقليد (بهويژه سيره عقلائيه)، بطلان سخن محمّدامين استرآبادى (رئيس اخباريان متأخّر) روشن مىشود.
وى بر اين عقيده است كه: همانطورى كه در نزد اخباريان، اجتهادى نيست، تقليدى هم نيست، و عملكردن در غيرضروريات دين، انحصار به رواياتى دارد كه
[١]. الوافية، ص ٣٠٥.
[٢]. الحقّ المبين فى تصويب المجتهدين و تخطئة الأخباريّين، ص ٦٢ و ١١٠.
[٣]. شرح اصول الكافى، محمّدصالح مازندرانى، ص ٢٧٦.
[٤]. الذريعة إلى اصول الشريعة، ج ٢، ص ٧٩٧.
[٥]. معارج الاصول، ص ٢٧٥.
[٦]. زبدة الاصول، ص ٤١٨ و ٤٢٠.
[٧]. معالم الاصول، ص ٢٤٣.
[٨]. همان، ص ٢٣٩.