اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٩١ - ٣ سيره عقلائيه
٣. سيره عقلائيه
دليل سوم بر جواز تقليد، سيره عقلائيه است، و از ارتكازات عقلا اين است كه در هر حرفه و صنعتى، بلكه در هر امرى كه مربوط به معاش و معاد است، انسان جاهل و ناآگاه، به شخص عالم- بهعنوان اين كه خُبره و اهلاطلاع است- مراجعه مىكند، و اين سيره، در شريعت ردّ نشده، و عدم رد، دليل بر آن است كه آن را امضا كرده است.[١]
مرحوم شيخطوسى مىفرمايد:
شخص عامى كه قدرت بر بحث و تفتيش ندارد، جايز است كه از عالم تقليد كند؛ چراكه عامّه مردم شيعه، از زمان اميرمؤمنان (ع) تا عصر ما، به علمايمان مراجعه مىكردند، و از آنان مىخواستند كه در احكام و عبادات، فتوا دهند، و علما هم براى آنان فتوا مىدادند و هم تجويز مىكردند كه به فتوايشان عمل كنند. از احدى از علما هم نشنيديم كه به مستفتى بگويد: استفتا و عمل به فتوا براى تو جايز نيست.[٢]
مرحوم علّامهحلّى نيز مىفرمايد:
تقليد در فروع دين، جايز است و علما در تمام عصرها استفتا را انكار
نكردهاند.[٣]
بلكه از بديهيات است كه مردم عوام در اعصار پيامبر اكرم و ائمّه معصوم (عليهم السلام) بنايشان بر تقليد بوده است و ضرورت هم، چنين اقتضايى را مىطلبد،[٤] و روايات[٥] هم مؤيّد اين سيرهاند.
[١]. قوانين الاصول، ج ٢، ص ٢٦٧؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج ١، ص ٦٣؛ الاجتهاد و التقليد، ص ١٢٩.
[٢]. العدّة فى اصول الفقه، ج ٢، ص ٧٣٠.
[٣]. مبادى الاصول، ص ٢٤٧.
[٤]. الفوائد الحائرية، ص ١٣٢؛ الفصول الغروية، ص ٤٢١.
[٥]. اختيار معرفة الرجال، ص ٢٣٠، ش ٦٠٢؛ وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٨٣( صفات القاضى، باب ٩)، ح ٢٣.