اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣٢٢ - پاسخ متكلمان به انتقادات اخباريان
باطل خود تأييد آورده تا مبادا خصم بر شما تفوّق پيدا كند و دليل و برهانى براى او باشد! اين بر شيعيان ما حرام است و سبب ناراحتى برادران شما مىشود كه محق، از خود ضعف نشان داده است و مانند خصم، حقّى را انكار كرده است. امّا جدال احسن، جدال در دين است كه برهان در آن آورده شود. وقتى اهلكتاب گفتند كه هيچكس جز يهود و نصارا، داخل بهشت نخواهد شد، خداوند مىفرمايد: تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛[١] اين آرزوى آنهاست. به آنها بگو چنانچه در اين ادّعا صادق هستيد، دليل و برهان خود را بياوريد.[٢]
يا وقتى كه آن مرد عرب، استخوان پوسيدهاى را به دست گرفته بود و از پيامبر (ص) پرسيد: چه كسى مىتواند اين استخوانهاى پوسيده را از نو زنده كند؟ خداوند، بلافاصله به پيامبر اسلام دستور مىدهد: بگو: همان كسى كه نخستين بار، او را پديد آورد و اوست كه به هر آفرينشى داناست ... آيا كسى كه آسمان ها و زمين را آفريده، توانا نيست كه [دوباره] مانند آنها را بيافريند؟[٣] ....[٤]
از اين روايات، استفاده مىشود كه نهى معصومان (عليهم السلام) از كلام، براى گروهى بوده كه مهارت لازم براى استفاده از علم كلام و راههاى آن را نداشتهاند، و اگر به طايفه ديگرى، امر به كلام كردهاند، از اين جهت بوده كه آنان در علم كلام و شيوههاى استفاده از آن، به خوبى مهارت داشتهاند.
همچنين در باره رواياتى كه از كلام درباره خداوند (عزوجل) نهى شده، اختصاص به مواردى دارد كه خداوند را به خلقش تشبيه مىكردند و نسبت جور به حكم او
مىدادند؛ وگرنه، كلام در توحيد و نفى تشبيه از خداوند و تقديس و تنزيهكردن خداوند به آن امر شده و اخبار فراوانى در باره آن وارد شده است.[٥]
[١]. سوره بقره، آيه ١١١.
[٢]. التفسير المنسوب إلى الامام الحسن العسكرى، ص ٥٢٧- ٥٢٩.
[٣]. سوره يس، آيه ٧٩- ٨١.
[٤]. بحارالأنوار، ج ٧٠، ص ٤٠٢.
[٥]. تصحيح الإعتقاد( سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٥)، ص ٧١- ٧٢.