اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٣١٥ - وجه تسميه علم كلام
به خدا قسم كه مرا خوشحال كردى؛ ولى يك حرف حق نزدى! ...؛ زيرا پايه سخن تو بر قياس بود، و قياس هم از دين من نيست.[١]
يا در روايت ديگرى، وقتى مؤمن طاق، عبداللهبن سنان را- كه مىخواست خدمت امام صادق (ع) برسد- واسطه قرار مىدهد كه حضرت، او را بپذيرد، امام صادق (ع) شفاعت عبداللهبن سنان را قبول نمىكند؛ زيرا در مناظره كلامىاى كه با يك صبى داشته، شخص صبى، بر او پيروز شده بود.[٢]
٦. يونسبن يعقوب مىگويد: در محضر امام صادق (ع) بودم كه شخصى از شهر شام، خدمت امام رسيد و گفت: من در علم كلام و فقه و فرائض (مسائل ارث)، تخصّص دارم و آمدهام تا با اصحاب شما مناظره كنم.
امام صادق (ع) فرمود: «كلام تو از پيامبر خدا (ص) است و يا از جانب خودت؟».
شامى گفت: هم از كلام پيامبر خدا و هم از جانب خودم است.
امام صادق (ع) فرمود: «پس در اين صورت، تو شريك پيامبر خدا هستى؟». شامى گفت: نه. امام (ع) فرمود: «آيا به تو وحى شده؟ و خداوند به تو خبر داده است؟». گفت: نه.
امام (ع) فرمود: «آيا اطاعت از تو، مانند پيروى كردن از پيامبر خدا واجب است؟». گفت: خير.
در اين هنگام، امام صادق (ع) به يونسبن يعقوب نگريست و فرمود: «اىيونسبن يعقوب! اين شخص، قبل از آن كه كلامى بگويد، دشمن خودش شد؛ زيرا لازمه حرف او اين است كه هرچه از پيش خودش مىگويد، قبول نداشته باشد .... اىيونس! اگر در كلام تخصّص داشتى، با اين شخص شامى مناظره مىكردى».[٣]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٨، باب ٥، ح ٣٩.
[٢]. إثبات الهداة، ج ١، ص ١٢٨، ح ١٩.
[٣]. اين فقره را شيخمفيد از كلينى، اينطور نقل كرده:« و ددت انّك يايونس محسن الكلام» و از آن، استفاده كرد كه جدال حق، مطلوب است( تصحيح الإعتقاد، چاپ شده در سلسلة مؤلَّفات الشيخ المفيد، ج ٥، ص ٧٠).