اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢٥٦ - ٣ روايات دال بر بىاعتبارى عقل
٢. توقيفى بودن احكام
گذشته از ناتوانىهايى كه براى عقل برشمرديم، بسيارى از اخباريان[١] تصريح كردهاند كه احكام شرعى نيز توقيفى است و فقط بايد از معصومان (عليهم السلام) شنيده شود. آنان از برخى روايات، استفاده مىكنند كه عقل نمىتواند مستند احكام شرعيه واقع شود و در استنباط احكام شرعى (اعم از وجوب، استحباب، كراهت، تحريم، اباحه، شرطيت، سببيت و مانعيت)، جايگاهى براى عقل وجود ندارد. پس شريعت، توقيفى است و احكام دين را فقط از معصومان (عليهم السلام) بايد شنيد.[٢]
٣. روايات دال بر بىاعتبارى عقل
برخى ادّعا كردهاند كه شمار روايات در نكوهش عقل، از حدّ تواتر نيز گذشته است.[٣] تعدادى از اين دسته روايات را در بخشهاى ديگر نيز آوردهايم، مانند: بحث درستى يا نادرستى اجتهاد، حجّيت ظن. در مبحث ملازمه بين حكم و عقل و شرع نيز رواياتى خواهد آمد. اينك به ذكر چند نمونه شايان توجه، بسنده مىكنيم:
يك. اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايد:
همانا مؤمن، دينش را از رأى خود نمىگيرد، بلكه هرآنچه از جانب خداوند آمده، آن را برمىگيرد.[٤]
دو. ابانبن تغلب از امام صادق (ع) درباره ديه زنى پرسيد كه مردى يك انگشت او را قطع كرده باشد. آن حضرت فرمود: «ده شتر». ابان ديه بريدنِ دو انگشت آن زن
را پرسيد. حضرت فرمود: «بيست شتر». سؤال كرد كه سه انگشت چه مقدار؟ فرمود: «سى شتر». سپس پرسيد: «اگر چهار انگشت آن زن را قطع كند، چه مقدار ديه
[١]. مانند: محمّدامين استرآبادى، فيضكاشانى، حرّ عاملى، شيخحسين كركى، مجلسى، محدّث جزايرى، و شيخيوسف بحرانى( ر. ك: الفوائد المدنية، ص ١٢٨؛ الفوائد الطوسية، ص ٣٥٤؛ هداية الأبرار، ص ١٩٤؛ مرآة العقول، ج ٢، ص ٢٦٩؛ منبع الحياة، ص ٤٤؛ الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٣١).
[٢]. الفوائد المدنية، ص ٩٠- ٩١؛ الفوائد الطوسية، ص ٣٥٤؛ منبع الحياة، ص ٤٤؛ الحدائق الناضرة، ج ١، ص ١٣١- ١٣٢؛ الدرر النجفية، ج ٢، ص ٢٥٢- ٢٥٣.
[٣]. الاصول الأصلية، ص ١٢١؛ منبع الحياة، ص ٤٤.
[٤]. همان، ص ٢٦، ح ١٤.