اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢١٨ - ٩ اثرگذارى دروغپردازان در آثار حديثى
است.[١] گاهى در عمل، روايت يكى از اصول را طرد كردهاند.[٢] گاهى هم به عدم اعتبار اصل يا صاحب آن، تصريح نيز كردهاند.[٣] اين موارد نشان مىدهد كه بزرگانى چون شيخ صدوق و شيخ طوسى، تمام روايات اصول مشهور را صحيح هم نمىدانستهاند؛ چه رسد كه قطعىالصدور بدانند.
٩. اثرگذارى دروغپردازان در آثار حديثى
به يقين، عدّهاى حديث جعل مىكردند و آن را با احاديث صحيح مىآميختند. بعيد بلكه محال است كه اصحاب توانسته باشند اينها را به طورى كه احتمال خطا نرود، جدا كنند؛ خواه صاحبان اصول اربعمائه و خواه مؤلّفين كتب اربعه، و يا ديگران. اين احتمال باطل، در همه آنها مىآيد؛ البته اين احتمال طبق نظر مجتهدان، با ارزيابى متن حديث و شناخت صفات راوى، دفع مىشود؛[٤] ولى اخباريان كه چنين استدلالى را قبول ندارند، چگونه از آن رها مىشوند؟ بهترين دليل بر قدرت نفوذ دروغپردازان، گزارش يكى از بزرگان شيعه به نام يونسبن عبدالرحمان است كه مىگويد:
من كوشش مىكردم كه هميشه روايتهاى معتبر را بنويسم و نقل كنم. وقتى وارد عراق شدم، از اصحاب امام باقر و صادق (عليهما السلام) احاديثى را شنيدم و كتابهاى آنان را گرفتم. وقتى خدمت امام رضا (ع) رسيدم، آن كتابها را به حضرت عرضه كردم. ديدم حضرت بسيارى از آنها را خط زد و گفت: «اينها دروغ است. خدا لعنت كند
[١]. العدّة فى اصول الفقه، ص ١٢٦.
[٢]. ر. ك: كتاب من لايحضره الفقيه، ج ٤، ص ٢٤٩، ذيل حديث ٨٠٤؛ تهذيب الأحكام، ج ١، ص ٤٠٨ ذيل حديث ١٢٨٢؛ الفهرست، طوسى، ص ١٢٨، ش ١٧٦؛ الرسائل الاصولية، ص ١٢٣- ١٢٤.
[٣]. براى نمونه، ر. ك: الفهرست، طوسى، ص ٢٨٣، ش ٤١٩ و ص ٢١٩، ش ٣٢٣ و ص ٢٢٩، ش ٣٤٤ و ص ٤٠٩- ٤١٠، ش ٦٢٣؛ الرسائل الاصولية، ص ١٢٣- ١٢٤؛ إختيار معرفة الرجال، ص ٤٠٣- ٤٠٤، ش ٧٥٥- ٧٥٦؛ جامع الرواة، ج ١، ص ٢٠٤ و ٥٠٤ و ج ٢، ص ١٢٣، ١٥٠، ٢٠٥، ٣٠٢ و ٣٥٥؛ مختلف الشيعة، ج ٨، ص ٣٤٧؛ رجال الطوسى، ص ٤٣٠، ش ٦١٧٧؛ رجال النجاشى، ص ٢٥٥، ش ٥٩٢؛ رجال ابن الغضائرى، ص ٥٢، ش ٦.
[٤]. مفاتيح الاصول، ص ٣٣٠.