اخباريگرى، تاريخ و عقايد - بهشتى، ابراهيم - الصفحة ٢١٩ - ٩ اثرگذارى دروغپردازان در آثار حديثى
ابوالخطّاب را كه بر امام صادق دروغ بست و تا امروز [نيز] اصحاب او دسيسه مىكنند و احاديثى را جعل مىكنند و در كتب اصحاب امام صادق وارد مىكنند».[١]
اين مطلب بر كسى كه با حيات ائمه (عليهم السلام) و تاريخ حديث آشنا باشد، پوشيده نيست.[٢] دروغ بستن بر آن حضرات چنان فراوان بوده كه به قول امام صادق (ع) گويى خداوند اين كار را بر مردم واجب كرده است.[٣] البته اينگونه جعل حديث، قبل از
زمان مقابله حديث و تدوين علم حديث و رجال بين اصحاب ائمه بوده است. با اين حال، علم به وجود اخبار كذب، با ادّعاى قطع به صدور تمام اخبار و حتى با ادّعاى ظنّ به صدور تمام روايات تنافى دارد. اما با اين تنافى ندارد كه ما مىگوييم: علم اجمالى داريم كه اكثر يا كثيرى از اين روايات، از معصوم صادر شده است؛ بلكه اين ادّعا، بديهى است.[٤] نتيجه اين كه چون همه اخبارى كه در دست داريم، قابل اعتماد نيستند، بايد سند آنها را ملاحظه كنيم كه هركدام را چه كسانى نقل كردهاند.[٥]
[١]. إختيار معرفة الرجال، ص ٢٢٤، ش ٤٠١؛ فرائد الاصول، ج ١، ص ٣٢٦؛ اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ١٤٦.
[٢]. هشامبن حكم نيز از امام صادق( ع) چنين مطلبى را درباره مغيرةبن سعد نقل مىكند. فضلبن شاذان و حمدويه نيز درباره محمد بن سنان. ر. ك: إختيار معرفة الرجال، ص ٢٥٥، ش ٤٠٢ و ص ٥٠٦، ش ٩٧٧ و ص ٥٠٧، ش ٩٨٠؛ فرائد الاصول، ص ٣٥٥- ٣٥٦ و ج ١، ص ٣٥٢.
[٣]. إختيار معرفة الرجال، ص ١٣٥- ١٣٦، ش ٢١٦. و به همين مضمون، روايت ابن سرحان و ديگران( همان، ص ١٧٠، ش ٢٨٧ و ص ٢٢٦، ش ٤٠٤؛ بحارالأنوار، ج ٢، ص ٢١٧، ح ١٢).
[٤]. فرائد الاصول، ج ١، ص ٣٥٦.
[٥]. اسلام و مقتضيات زمان، ج ١، ص ١٤٣- ١٤٤.