صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ١٢٣ - تصميم بر جنگ
و ايكاش مى فهميديم كه وى از كدام آزمودگى اش ياد مى كند ؟ !
آيا آنروزى را مى گويد كه شام از دست او به فغان آمده و شاميان شكايت او را نزد عمر برده بودند و عمر كه سخت به هيجان آمده بود او را بوسيله ى قاصدى احضار كرد و او در اين هنگام از عمر بيش از غلامش( يرفأ) مى ترسيد ؟
يا آنروز را كه لباس سبز رنگ پوشيده و با تفاخر بر عمر وارد شد و عمر با تازيانه بر سرش نواخت ؟ !
يا آن هنگام را كه بى خبر عثمان , كارها را بنام او انجام ميداد و عاقبت با اين رفتار خود , يكى از موجبات بدبختى او شد ؟ !
يا آنروز را كه از روى گردنكشى و طغيان , سپاهيانش را به جنگ با امام زمانش برد و بى هيچ عذرى با وى جنگيد ؟ !
آيا اين( آزمايش ها) دليل برترى و شايستگى براى حكومت و يا ادامه ى آن مى توانست شد ؟ و اگر نه , پس اين شايستگى را از كجا ادعا مى كرد ؟ !
آيا حكومتى را كه از اين راهها بدست آمده و بر پايه ى دروغ و تهمت و خون ريزى بنا گرديده ميتواند دليل شايستگى براى احراز مقام ارجمند دينى يعنى خلافت باشد ؟
جملاتى پى در پى و پيوسته , بشيوه ى استدلالهاى روشن و محكم و در معنى بازگشت همه ى آنها فقط به يك چيز : استدلال به طول مدت !
و ما در منطق حق , هيچ مقياس و معيارى سراغ نداريم كه خلافت را از راه( طول مدت) يا( زيادتى عمر) ثابت كند !
اى بسا كسى كه در خريدارى و جدانها يا بر انگيختن فتنه و فساد