صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٧٣ - صبر امام حسن
كه آن حضرت پس از صلح در شام بود و چه هر آنگاه كه معاويه به مدينه مى آمد - با علاقه و شورى مخصوص , پيش مى آورد
مجالس فراهم مى ساخت و دوستان نزديك خود را كه همگى چون خود او , اهل بيت و پيامبر را مانع نفوذ و محبوبيت خود در ميان مردم ميدانستند , جمع مى كرد آنكسانى كه بيشتر در اين مجالس حضور داشتند عمروعاص , عتبه پسر ابوسفيان , عمرو پسر عثمان , مغيره بن شعبه , وليد بن عقبه , مروان حكم , عبدالله بن زبير , زياد بن ابيه بودند گاه فقط چند نفر از اين جمع را حاضر مى ساخت و گاه كسان ديگرى را هم بدانها ميفزود , آنگاه حسن عليه السلام را به اين مجلس دعوت مى كرد و سران و سردمداران اين باند , يكى پس از ديگرى , با خشم بر افروخته و سينه ى پر كينه , هر چيزى را كه به وسيله ى آن ممكن بود با امام حسن مفاخره كرد , بر زبان مى آوردند و سخنى نگفته نمى گذاشتند و بدين ترتيب تشفى خاطر خود را فراهم مى آوردند و اين مجالس در حقيقت به صحنه ى پيكار دسته جمعى آن جبهه با امام حسن تبديل مى يافت
امام حسن عليه السلام كه بگفته ى عبدالله بن جعفر( : صخره ى تسخير ناپذير دور از تير رس برتر از ستيغ) بود [١] چندان پاكدلى و پيراسته خوئى داشت كه او را از تنزل به حضيض اين مشاجرات و ستيزه جوئيها باز دارد , با اينحال از پاسخ آنان خوددارى نميكرد و ميفرمود( : بخدا سوگند اگر اين نبود كه بنى اميه مرا به ناتوانى در گفتار منسوب مى سازند , بى ترديد از پاسخ دادن به آنان خوددارى مى ورزيدم)
آنان را با منطق قوى و رساى خود كه در هم كوبنده ى عناد
[١]- بنگريد به( المحاسن و المساوى) تأليف( بيهقى) ( ج ١ ص ٦٢ )