صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٢٦ - قلمرو ترديد
در يكى از دعاهاى خود مى گفت :
( بار خدايا ! اى صاحب نيرو و اقتدار ! اى بلند جايگاه ! چگونه از كسى بترسيم ؟ كه توئى اميد من و چگونه از چيزى بينديشيم ؟ كه بر تو است تكيه و اعتماد من از بردباريت بر من فرو ريزد و بفرمان خود , مرا بر دشمنانم پيروز كن و بياريت مؤيد گردان پناه من بسوى تو و پناهگاه من از لطف توست پس در كار من فتوح و گشايشى پيش آور , اى آنكه اهل حرم را از آسيب اصحاب فيل مصون داشتى و بر آنان پرندگانى گروه گروه فرستادى كه آنان را هدف سنگريزه هائى از گل خشك سازند دشمنان مرا هدف عقوبتى عبرت افزا قرار ده)
در لابلاى افكار ياس آور و انديشه هاى بيفر جام , ناگهان پرتوى از اميد - كه گوئى پاسخى به نيايش اوست - درخشيد و عطر دلپذيرى كه گفتى رايت سرور و بشارت است , در فضاى روحش پراكنده گشت
اتفاق غريبى بود ناگهان راه تمامى غم و اندوهها بروى او بسته شد و در ميانه ى طوفانى از خاطرات گذشته , خاطراتى كه اكنون از آنها اثرى نبود , ولى ياد آورى آنها لذتى عميق در روح بجا مى گذاشت , قرار گرفت
روح آدمى گاه در آن لحظه كه دستخوش درد و رنج و گرفتار تركتازى انديشه هاى تلخ است ناگهان طراوتى فيض بخش و مبارك مى يابد , از تنگنا به گشايش و از نوميدى به اميد و از حيرت و ترديد به ثبات و استقرارى اميد افزا , راه مى يابد
او در حالت كنونيش , از ناملائماتى كه احاطه اش كرده بود , و بر