صلح امام حسن (ع ): پرشکوه ترين نرمش قهرمانانه ي تاريخ - آل ياسين، الشيخ راضي - الصفحة ٢٢٨ - قلمرو ترديد
آنان مرتبط و متصل است و خدا در روزى كه هيئت مباهله با نصاراى نجران را - كه مركب بود از حسن و جد و پدر و مادر و برادرش - تشكيل ميداد , اين اتصال جسمى را تأييد كرد و پيغمبر نيز در روزى كه برگزيدگان خاندان خود - يعنى خودش و آن چهار تن - را در كساء پيچيد و هم در روزى كه آيه ى تطهير نازل شد و آنحضرت آن را با همين برگزيدگان تطبيق كرد , از اين اتصال و ارتباط جسمى , تعبيرى بدينصورت آورد
وه , چه نشانه هاى عظمتى كه در اسلام هيچكس با آنان در آن شركت نداشته است !
از وراى افق حزن آور پيرامونش , مناظر لذتبخشى از دوران كودكى و دوران صباوت , در برابر چشمانش ظاهر گشت از اين ديدگاه دور , روزهاى روشن و منورى را بخاطر آورد كه در مدينه با موقعيت ممتاز و مقام مشخص خود در ميان اقران و همسالان خود , مدارج كمال را مى پيمود , آنروزهائى كه در ميان اقران و همسالان خود , مدارج كمال را مى پيمود , آنروزهائى كه در ميان بازوان نيرومند پدر يا بر سينه و پشت پيغمبر و يا بر روى چوبهاى منبر جدش ببازى مشغول مى شد , آنروزهائى كه وحى را در اولين لحظات نزول , دريافت مى كرد و كلمات خدا را از زبان پيامبر ( ص ) مى آموخت و دانش خود را از مصدر دانش و منبع علم استخراج مى كرد و خود را براى پيشوائى و امامتى كه براى او مقرر شده بود آماده مى ساخت و بسخن جد خود - كه هرگاه از حسن ياد مى شد با بيانى مباهات آميز شايستگى او را براى پيشوائى امت بيان مى كرد - گوش فرا ميداد و اين سخنى بود كه بارها بر زبان رسولخدا ميگذشت
اينها دورانهائى بود آميخته به روح عظمت و همراه با عظمت روح , گذشته هائى شايسته ى آنكه بر حسن بانگ زند و پاكيزه ترين و مسرت