روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢١ - ترجمه
كرد في قوله: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ الى آخر الآية،و اولىتر حمل آيت بود بر عموم چنان كه گويند:هرچه حرام است همه داخل است تحت قوله: إِلاّٰ مٰا يُتْلىٰ عَلَيْكُمْ و آنگه از اين جمله هرچه داخل باشد در بهيمة الانعام و به استثنا [١]مخرج باشد چون خون و مردار و آنچه نام خداى نبرند برآن و منخنقة و موقوذة و متردّيه و نطيحه و ما ذبح على النّصب اينهمه استثنا متّصل باشد و خوك استثنا منقطع باشد براى آنكه خوك از جنس بهيمة الانعام نيست.
و على بن الحسين المغربىّ گفت:مراد به اين مستثنا [٢]بحيره و سائبه و وصيله و حام است كه[در] [٣]سورة الانعام گفت و اين سهو است از او براى آنكه آن حرام نيست بر حقيقت،ايشان بر خود حرام كردند و خداى تعالى گفت:آن حكم نه من نهادم،في قوله: مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِيرَةٍ [٤]-الآية،قوله: غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ ،نصب او بر حال است و در عاملش خلاف كردند:
بعضى گفتند:اوفوا بالعقود غير محلّى الصّيد و تقدير آن باشد كه:اوفوا بالعقود الّتي عقدها اللّٰه عليكم لا محلّين للصّيد في حال الإحرام.
و قولى [٥]ديگر آن است كه حال باشد من قوله: أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعٰامِ ،اين به قول آن لايق باشد كه گفت:مراد به بهيمة الانعام وحش است و التّقدير:احلّت لكم صيد الوحش إلاّ فى حال الاحرام [٦]،صيد وحش حلال كردند شما را الّا در حال احرام يعنى استحلال صيد كنى [٧]ما دام تا محرم نباشى.چون محرم شوى صيد حلال نيست [٨]شما را.و بر اين قول غير حال باشد از مفعول و ذو الحال ضمير است في لكم و قوله: وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ ،«واو»هم حال راست و اين معنى استثناء بعد الاستثناء باشد براى [٩]اطلاق كرد و حلال كرد در آيت بر اين قول صيد وحش را.
آنگه بعضى از او استثنا كرد،بقوله: إِلاّٰ مٰا يُتْلىٰ عَلَيْكُمْ ،بعد هذا و يبيّن
[٢] [١] .مر:استثنا.
[٣] .اساس:ندارد،از وز افزوده شد.
[٤] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١٠٣.
[٥] .مر:قول.
[٦] .اساس و مت:الحرام،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .تب:كنيد.
[٨] .لت:نه حلال است.
[٩] .وز،تب،آج،لب،لت،مر+آنكه.